تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
خروج و نهضت دارند ، عبرتى باشد . اما درخواست ديگر امام عليه السلام يعنى بازگرداندن اموالى را كه روز عاشورا از زنان و كودكان حرم به غارت برده بودند و مقصودش زر و زيور نبود بلكه مقصود آن حضرت بازگرداندن يادگارهاى نفيسى بود كه از جد بزرگوارش رسول خدا - مانند عمامه ، زره و شمشير و ديگر چيزهايى كه بالاتر از هر ثروتى بودند - به يادگار مانده بود . طاغوت زمان ابتدا سر به زير انداخت و دربارهء درخواستهاى امام انديشيد و پس از لحظه‌اى سر برداشت و گفت : « اما روى پدرت را هرگز نخواهى ديد ، و اما آنچه را كه از شما به غارت برده‌اند به شما بازمىگردانند و اما زنان را جز خودت كس ديگرى به مدينه بر نمىگرداند و من از كشتن تو صرف نظر كردم . » « 1 » ( 1 )

حركت به سمت مدينه

يزيد بن نعمان بن بشير مأموريت داد تا همراه يادگارهاى رسول خدا و پرده‌نشينان رسالت باشد و آنان را به مدينه برساند . « 2 » و دستور داد تا شب هنگام آنان را از شام بيرون ببرد كه مبادا فتنه‌اى به پا شود و اوضاع شهر دگرگون گردد . « 3 » كاروان بيابانها را درمىنورديد و هيچ جا درنگ نمىكرد ، همچنان به راه خود ادامه مىداد تا اين كه زنان بنى هاشم از مأمورانى كه براى پاسدارى ايشان همراه كاروان بودند ، درخواست كردند كه ايشان را از راه كربلا ببرند تا يك بار ديگر با قبر سيد الشهداء عليه السلام تجديد ديدار كنند ، همين كه به كربلا
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسين : 3 / 414 . ( 2 ) جوهرة الكلام في مدح السّادة الاعلام : ص 128 . ( 3 ) تفسير المطالب في امالى ابى طالب : ص 93 ، الحدائق الورديّه : 1 / 133 .