مىكوشيدم ، هر چند به قيمت كشته شدن بعضى از فرزندانم تمام مىشد ، نمىگذاشتم او را بكشند ، و ليكن تقدير الهى چنين بود كه ديدى ، پسرم ! هر حاجتى كه داشتى از مدينه با من مكاتبه كن . « 1 » البته در ميان خاندان تو و مردم مسلمان ممكن است مسائلى اتفاق بيفتد ، تو در آن مسائل با ايشان همكارى مكن . » « 2 »
امام عليه السلام با شنيدن اين سخنان صورت مبارك از يزيد برگردانيد و جوابى نداد زيرا كه او از باطن اين معذرتخواهى يزيد ، آگاه بود و مىدانست كه تمام اين حرفها جهت فرار از كيفر و مجازات جناياتى است كه او مرتكب شده است .
( 1 )
گفتگوى اسقف يهودى با يزيد
در مجلس يزيد طاغوت ، مردى از علماى يهود بود كه بسيار تحت تأثير امام زين العابدين عليه السلام قرار گرفت و رو به يزيد كرد و پرسيد :
- « اين جوان كيست ؟ » - « على بن حسين است . »
- « حسين كيست ؟ » - « پسر على بن ابى طالب . »
- « مادر حسين كيست ؟ » - « دختر حضرت محمد است . »
- « سبحان اللّه ! اين پسر دختر پيغمبر شماست كه كشتهايد ، چه بد مردمى هستيد و رفتار بدى نسبت به بازماندگان پيامبرتان روا داشتهايد ! به خدا سوگند كه اگر موسى بن عمران نوادهاى در بين ما به يادگار گذاشته بود ، گمان
هامش
( 1 ) تاريخ ابن اثير : 3 / 300 .
( 2 ) تهذيب التهذيب : 1 / 157 .