تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
الساعدي و زيد بن أرقم ، و أنس بن مالك يخبروكم أنهم سمعوا هذه المقالة من رسول اللّه ( ص ) لي و لأخي ، أما في هذا حاجز لكم عن سفك دمي ؟ » « اى مردم مرا بشناسيد و بدانيد كه من كه هستم ؟ آنگاه به خود آييد و خود را ملامت كنيد و نيك بينديشيد كه آيا كشتن من و پايمال كردن حرمت من بر شما حلال است ؟ مگر من فرزند دختر پيامبر شما و پسر وصى و فرزند عموزادهء او نيستم ؟ و آيا كسى كه پيش از همه به خدا و رسولش ايمان آورد و آنچه پيامبر از طرف خدا آورده بود تصديق كرد ، پدر من نيست ؟ مگر حمزهء سيد الشّهداء عموى پدر من نيست ؟ مگر جعفر طيّار عموى من نيست ؟ و آيا نشنيده‌ايد كه رسول خدا دربارهء من و برادرم فرمود « اين دو پسرم سرور جوانان اهل بهشتند » ؟ اگر سخن مرا باور داريد كه درست است ، به خدا قسم از روزى كه دانسته‌ام خدا دروغگو را دشمن مىدارد هرگز دروغ نگفته‌ام ، و اگر هم گفتار مرا باور نداريد و مرا تكذيب مىكنيد ، در ميان شما كسانى هستند ( از ياران پيامبر ) كه اگر از آنها بپرسيد به شما خواهند گفت ، از جابر بن عبد اللّه انصارى ، ابو سعيد خدرى ، سهل بن سعد ساعدى ، زيد بن ارقم و انس بن مالك بپرسيد تا به شما خبر دهند كه خود اين سخنان را از زبان رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دربارهء من و برادرم شنيده‌اند ، آيا همين يك حديث كافى نيست كه شما را از كشتن من بازدارد ؟ » ( 1 ) براستى سزاوار بود كه اين سخنان ، افراد آن سپاه را به عواقب وخيم خواب و خيالشان توجه دهد و در صفوف آن سپاه انقلابى ايجاد كند ، زيرا كه اين خطابه آنها را به خود و عقل و وجدانشان - اگر داشتند ! - بازگردانده است تا دربارهء آن حضرت درست بينديشند كه وى نوادهء پيامبر و فرزند وصى اوست ، و از همهء مردم نزديكتر و وابسته‌تر به پيامبر ( ص ) و او سرور جوانان اهل بهشت است ، و
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 233 | الشيخ باقر شريف القرشي / محمدرضا عطائى