تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
كه هر كه دل به دنيا ببندد ، اميدش را نااميد سازد و هر كه طمع بر آن بندد مأيوس گرداند ، آرى مىبينم همهء شما بر كارى تصميم داريد كه باعث خشم خدا بر شما مىشود و عنايت ذات مقدّسش را از شما بر مىگرداند و عذابش را بر شما روا مىدارد ، البته پروردگار ما نيكو پروردگارى است و شما بد بندگانى هستيد كه طاعت او را قبول كرديد و به پيامبرش محمد ( ص ) ايمان آورديد ، سپس به فرزندان و عترت او شوريديد و مىخواهيد خون آنها را بريزيد ، براستى كه شيطان بر شما مسلّط گشته و ياد خداى بزرگ را از دلهاى شما برده است ، مرگ بر شما و هدفى كه در پيش داريد ! إنّا لله و إنّا اليه راجعون ، اينان گروهى هستند كه پس از ايمان آوردن ، دوباره كافر شدند ، دور باد از رحمت خدا گروه ستمگران ! » ( 1 ) امام عليه السلام با اين بيانات آن مردم را موعظه كرد و از فريب و غرور دنيا بر حذر داشت و بر پيامدهاى جبران‌ناپذير اعمالشان توجه داد و از اقدام بر كشتن اولاد پيامبرشان ترساند و فرمود كه با اين عمل ايشان از اسلام بيرون گشته و كافر و مستحق عذاب و كيفر الهى مىشوند ، سپس امام بزرگوار سخنان خود را با اين جملات ادامه داد و فرمود : « أيها الناس انسبوني من أنا ؟ ثم ارجعوا إلى أنفسكم و عاتبوها ، و انظروا هل يحل لكم قتلي و انتهاك حرمتي ؟ أ لست ابن بنت نبيكم ، و ابن وصيه و ابن عمه ، ؟ و أول المؤمنين بالله ، و المصدق لرسوله بما جاء من عند ربه ، أ و ليس حمزة سيد الشهداء عم أبي ؟ أو ليس جعفر الطيار عمي ؟ أ و لم يبلغكم قول رسول اللّه ( ص ) لي و لأخي ! « هذان سيدا شباب أهل الجنة » فإن صدقتموني بما أقول : و هو الحق ، و اللّه ما تعمدت الكذب منذ علمت أن اللّه يمقت عليه أهله ، و يضربه من اختلقه ، و إن كذبتموني فإن فيكم من إذا سألتموه أخبركم ، سلوا جابر بن عبد اللّه الأنصاري ، و أبا سعيد الخدري ، و سهل بن سعد