تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
امام عليه السلام در پاسخ قيس فرمود : « أنت أخو أخيك ؟ أ تريد أن يطلبك بنو هاشم بأكثر من دم مسلم بن عقيل ؟ لا و اللّه لا أعطيكم بيدي إعطاء الذليل ، و لا أفر فرار العبيد « 1 » عباد اللّه إني عذت بربي و ربكم أن ترجمون ، أعوذ بربي و ربكم من كل متكبر لا يؤمن بيوم الحساب . » « 2 » « اى قيس ! تو برادر برادرت هستى ؟ آيا مىخواهى كه بنى هاشم بيش از خون مسلم بن عقيل از تو مطالبه كنند ؟ نه به خدا قسم هرگز چون افراد ذليل و خوار دست ذلت بر شما ندهم و چون بردگان از مقابل شما فرار نكنم ! اى بندگان خدا به خدايى پناه مىبرم كه پروردگار من و شماست از اين رفتار شما و از هر متكبرى كه به روز جزا ايمان نياورده است . » جاى تأسف است كه اين سخنان نورانى بر دل ايشان نفوذ نكرد و مهر جهالت بر دلشان نقش بسته بود و آنان چون چهار پايان ، بلكه گمراهتر بودند . ( 1 )

جنگ

وقتى كه تمام وسايل و راههايى كه امام عليه السلام براى جلوگيرى از جنگ و خونريزى به كار برد ، اثر نكرد ، ابن سعد جنگ عمومى را بر ضد امام اعلام نمود و خود به نزديكى سپاه امام آمد و تيرى را به سمت امام رها كرد در حالى كه فرياد مىزد :
هامش
( 1 ) در بعضى از روايات بجاى « لا افر فرار العبيد » « لا أقرّ بكم اقرار العبيد » آمده است يعنى چون بردگان به بردگى اعتراف نكنم . ( 2 ) حياة الامام الحسين : 3 / 184 - 188 .
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 236 | الشيخ باقر شريف القرشي / محمدرضا عطائى