درنگ نكنيد ، براستى كه پشتيبان من خدايى است كه قرآن را فرو فرستاده و او بندگان شايستهء خود را سرپرستى مىكند . »
( 1 ) سخنان امام عليه السلام به گوش بانوان و پردهنشينان حرم وحى و نبوّت رسيد آواز گريه و شيون برآوردند ، امام عليه السلام برادرش حضرت عباس و پسرش على اكبر را فرستاد و فرمود : آنها را خاموش كنيد و بگوييد كه شما پس از اين ، زياد گريه خواهيد كرد . وقتى كه زنان ساكت شدند ، امام عليه السلام ، سخنان خود را دنبال كرد ؛ حمد و سپاس خداى را به جاى آورد و درود و تحيت بر پيامبر ( ص ) فرستاد و مطالبى گفت كه در وصف نگنجد ؛ هيچ سخنورى پيش از آن و نه بعدها سخنى شيواتر و رساتر از آن نگفته است : « 1 » فرمود :
« أيها الناس : إن اللّه تعالى خلق الدنيا فجعلها دار فناء و زوال ، متصرفة بأهلها حالا بعد حال ، فالمغرور من غرته ، و الشقي من فتنته ، فلا تغرنكم هذه الدنيا فإنها تقطع رجاء من ركن إليها ، و تخيب طمع من طمع فيها ، و أراكم قد اجتمعتم على أمر قد أسخطتم اللّه فيه عليكم ، و أعرض بوجهه الكريم عنكم ، و أحل بكم نقمته ، فنعم الرب ربنا ، و بئس العبيد أنتم ، أقررتم بالطاعة ، و آمنتم بالرسول محمد ( ص ) ثم إنكم زحفتم إلى ذريته و عترته تريدون قتلهم ، لقد استحوذ عليكم الشيطان فأنساكم ذكر اللّه العظيم ، فتبا لكم و لما تريدون ، إنا اللّه و إنا إليه راجعون ، هؤلاء قوم كفروا بعد إيمانهم فبعدا للقوم الظالمين . . . »
« اى مردم ! خداى تعالى دنيا را آفريد و آن را سراى فنا و زوال قرار داد در حالى كه مردمانش به يك حال نيستند و دنيا همواره در دگرگونى بوده و پرفرازونشيب است بنا بر اين كسى را كه بفريبد فريب خورده است و هر كه را گول بزند نگونبخت است ، پس زنهار كه اين دنيا شما را نفريبد زيرا
هامش
( 1 ) طبرى : 6 / 242 .