( 1 )
خطبهء امام
هنگامى كه آتش جنگ شعلهور مىشد ، امام بزرگوار تصميم گرفت تا حجت را بر آن مسخشدگان تمام كند و راه هر نوع عذر و بهانه را بر ايشان ببندد و آنها را بياگاهند كه چه جنايتى را مىخواهند مرتكب شوند ، اين بود كه مركبش را خواست و سوار بر مركب شد و به سمت آن قوم روانه گشت ، و چنان بود كه هيبت و شكوه جدش رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را در خاطرهها زنده مىكرد و در برابر آن مردم خطبهء تاريخى خود را ايراد كرد كه از بليغترين و باشكوهترين خطبههايى است كه در زبان عربى ايراد شده است ، با صداى رسايى كه تمام آن مردم مىشنيدند ، فرمود :
« أيها الناس اسمعوا قولي ، و لا تعجلوا حتى أعظكم بما هو حق لكم علي ، و حتى أعتذر إليكم ، من مقدمي عليكم ، فإن قبلتم عذري و صدقتم قولي و أعطيتموني النصف كنتم بذلك أسعد ، و لم يكن لكم علي سبيل ، و إن لم تقبلوا مني العذر ، و لم تعطوا النصف من أنفسكم فاجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ، ثم اقضوا إلي و لا تنظرون ، إن وليي اللّه الذي نزل الكتاب و هو يتولى الصالحين . . . »
« اى مردم به سخنان من گوش فرا دهيد و شتاب نورزيد تا شما را موعظه كنم موعظهاى كه حق شماست بر من و تا آن كه دليل خودم را در آمدن به عراق به شما بازگويم ، آنگاه اگر عذر مرا پذيرفتيد و سخنم را باور كرديد و از راه عدل و انصاف وارد شديد راه خوشبختى خود را هموار ساختهايد و شما را بر من راهى نباشد و اگر هم عذر مرا نپذيرفتيد و از راه انصاف منحرف شديد آنگاه تصميم خودتان را با همراهانتان يكى كنيد تا كارى كه مىكنيد از روى بىفكرى نباشد ، سپس به كشتن من اقدام كنيد و