تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
متلجلج « 1 » و متلعثم « 2 » . انواع جواهر التّرصيع [ 1 ] « 3 » ، و اجناس الجناس « 4 » البديع « 5 » فى درج « 6 » درج « 7 » املائه الصّافى « 8 » صواف « 9 » ، و اصناف وشايح « 10 » التّوشيح « 11 » و التّلميح « 12 » فى درج « 13 » انشائه الضّافى « 14 » ، على مواقع « 15 » وقيع « 16 » التّوقيع « 17 » طوّاف « 18 » ابن فضل اللّه ابى الفضل عبد اللّه الملقّب بالوصّاف را به طغراى « 19 » غرّاى « 20 »
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ »
« 21 » معنون ساخته بودند . خامهء سحر طرازش « 22 »
هامش
[ 1 ] - نو ، الترطيع . ( 1 ) - افا ، از باب تفعلل ، زبان گرفته ( نف ) . دودل ، متردد . ( ر ب ) . ( 2 ) - درنگ‌كننده . متوقف . ( 3 ) - مص باب تفعيل ، در لغت گوهر نشاندنست و در اصطلاح علم بديع خانه‌خانه كردن سخن و عبارتست ، چنان كه هر كلمه با رديف و نظير خود در وزن و حرف روى برابر باشد . ( 4 ) - آوردن الفاظ هم جنس است در نظم يا نثر . ( 5 ) - نوظهور ، نو بيرون آورده . و در آن ايهامى است به ( علم بديع ) نيز . ( 6 ) - پيرايه دان . ( 7 ) - راه ، طريق . ( ر ب ) . ( 8 ) - افا خالص ، پاك ، بىغل‌وغش . ( 9 ) - ج صافة ، صف زده ، صف كشيده . چنان كه مشاهده مىشود صواف را با طواف قافيه آورده و اين درست نيست جز بر طريق عدول از جادهء صواب ( ر ك . المعجم چاپ دانشگاه ص 429 ) . ( 10 ) - ج و شاح بكسر اول حمايل ( 11 ) - مص باب تفعيل ، حمايل در افكندن به گردن ديگرى ( ر ب ) و در اصطلاح علم عروض صنعتى است كه در آن بناى شعر را بر چند بخش مختلف الوزن نهند كه جملهء آن ( يك ) قصيده باشد و چون هر بخش را جداگانه [ بر ] خوانى قصيدهء ديگر بر وزنى ديگر برون آيد ( المعجم تصحيح آقاى مدرس رضوى طبع دانشگاه ص 383 ) . ( 12 ) - مص باب تفعيل ، نمودن و آشكار كردن ( ناظم الاطباء ) . اشاره كردن به چيزى ( المنجد ) و در اصطلاح آنست كه الفاظ اندك بر معانى بسيار دلالت كند ( المعجم ص 370 ) . ( 13 ) - كاغذ ، نبشته ، نورد نامه درج الكتاب طى آن ( ر ب ) . ( 14 ) - افا ، تمام ، كامل . ( 15 ) - ج موقع ، جاى افتادن . ( 16 ) - كارد و شمشير تيز كرده ( 17 ) - نشان و نشان كردن برنامه . و تركيب وقيع التوقيع اضافهء مشبه به است بمشبه . ( 18 ) - گردنده ( ر ك ح 9 ) . ( 19 ) - القابى است كه به طرز مخصوص بر سر فرامين به آب‌طلا يا شنجرف نويسند و بر رقمهاى نادر شاه بمركب نوشته ديده شده ( لغت‌نامه از آنندراج ) . ( 20 ) - سپيد روشن . ( 21 ) - اين نعمت خداست بهر كس كه خواهد آن را دهد ( از آيهء 4 سورهء جمعه ) . ( 22 ) - نگار جامه ( ر ب ) . كتابت و خطى كه نساجان بر طرف جامه نگارند ( لغت‌نامه ) .