تا ز ميخانه و مى نام و نشان خواهد بود * سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
مردم تا چند روز در انتظار بودند ، روز پنجشنبه بيست و چهارم شوال سال هزار و صد و چهل هشت بعد از گذشتن هشت ساعت و بيست دقيقه ، بطالع اسد تاج بر سر گذاشت و ميرزا قوام الدين محمد قزوينى در اين باره چنين سروده است :
اسكندر شان بنصر و تأييد و ظفر * بر مسند جم گشت عدالتگستر
تاريخ جلوس ميمنت مأنوسش * ذو القرنين « 1 » است تاج اقبال بسر
و « الخير فيما وقع » نيز تاريخ اين تاجگذارى است .
تسخير قندهار و قلع افغانان
بعد از آنكه جشن نوروز با فيروزى پايان يافت ، نادر به انديشهء تسخير قندهار افتاد و بدان سو حركت كرد ، در عرض راه خبر دادند كه على مراد در كوهستانهاى بختيارى به سركشى برخاسته است . نادر پس از ورود بحوالى برورود بعزم تنبيه آن طايفه بجانب زرد كوه رفت . ياغيان چون از رسيدن نادر آگاه شدند . به قلهء كوهها پناه بردند . سربازان در پى آنها افتادند و آنان را فوج فوج بدست آوردند و از پا درافكندند . على مراد زنده دستگير شد ، و بامر نادر دستها و پاهاى او را بريدند و بدان حال درگذشت . نادر از آنجا به اصفهان رفت و پس از چهل روز از راه كرمان و بيابان ، به سال هزار و صد و چهل و نه در سرخ شير مشرق قندهار چادر زد . در مدت يك ماه در آنجا شهرى را كه داراى كاروانسرا ، حمام و دكانها بود بنا كردند . در
هامش
( 1 ) - ذو القرنين به حساب ابجد 1147 است و چون جلوس نادر در هزار و صد و چهل و هشت بوده است ، مىبايست تاج اقبال ( حرف اول آن ) را هم كه به حساب ابجد يك است بر آن بيفزاييم . 2 - 1148 .