و بسيارى از ايشان را كشتند و بعضى گريختند . محمد خان نيز به هرمز گريخت .
نادر وارد شيراز شد و گروهى را به سردارى طهماسب خان وكيل جلاير بدنبال محمد خان فرستاد . سربازان طهماسب خان به بندر هرمز حمله بردند و اموال و اسيران فراوان بدست آوردند . محمد خان اعراب هوله را فريفت و با خود هماهنگ ساخت و به جزيرهء قيس درآمد ، چون قبلا فرمان رفته بود كه حكام بنادر هرجا محمد خان را بيابند دستگير كنند شيخ علاق هوله به منظور بخشش خطاهاى خود محمد خان را دستگير كرد و نزد طهماسب خان وكيل فرستاد ، و از مردم بنادر هركس كه به آنان كمك كرده بود سياست شد . بامر نادر چشم محمد خان را در آوردند و او پس از چند روز درگذشت و شيخ علاق مورد لطف واقع شد .
حملهء سوم نادر به عثمانيان
چون پاشايان عثمانى بر اثر شنيدن خبر طغيان محمد خان بلوچ تعهدات خود را اجرا نكرده بودند . نادر پس از رفع فتنهء محمد خان به قصد تسخير شهرهايى كه عثمانيان تصرف كرده بودند به اردبيل و مغانات ( موغانات ) آمد . و چون روانهء شيروان شد سرخاى خان لكزى والى آنجا به غازى قموق كه در منتهاى داغستان است فرار كرد . قلعهء شماخى بدون مقاومت به تصرف در آمد . نادر پس از چند روز به غازى قموق رفت به قصد آنكه اگر لكزيّه راه اطاعت را پيش گيرند و سرخاى را تسليم كنند از تنبيه آنان چشم پوشد . سرخاى خان با لكزيّه بگريخت ، ولى خزانهاى كه در دل زمين داشت بدست آمد . نادر پس از غارت و سوزاندن قموق از راه البرز به قبله آمد و از آنجا عازم تسخير گنجه شد و در كليسا كندى چادر زد .
سربازان از اطراف قلعه به بيرون سيبه روى آوردند و از يكسو بيلداران و كلنگ داران به كندن پرداختند و از سوى ديگر حوالهها و منجنيقها و توپها و تفنگها را بقلعه بستند . و با ضربزن و بادليج كار را بر آنان دشوار كردند . مقارن اين حال خبر