اطاعت در آمد و رضا قلى ميرزا او را بخشيد . چون اين مژده را به نادر دادند والى را احضار كرد و او با طبقات اشراف نزد نادر آمد و مورد لطف واقع شد ، پس از تسليم بلخ جميع ممالك آن حدود تا منتهاى قندوز و بغلان و بدخشان مسخر گرديد .
چون كار بلخ پايان يافت رضا قلى ميرزا عازم تسخير بخارا گرديد . ابو الفيض خان والى بخارا از ايلبارس خان والى خوارزم كمك خواست . ايلبارس خان فوجى عظيم از اوزبكان به يارى او فرستاد . رضا قلى ميرزا چون از ماجرا آگاه شد به قصد جنگ آنان از آمويه گذشت . ايلبارس خان بمحض شنيدن خبر حركت شاهزاده فرار را بر قرار ترجيح داد . ابو الفيض خان در قلعهء قرشى متحصّن شد . رضا قلى ميرزا قلعهء شلوك را كه در حوالى قرشى است تسخير كرد و عازم قرشى بود كه فرمان نادر رسيد و او را از حركت به تركستان بازداشت .
تسخير هندوستان
چون غزنين و كابل از دير زمان جزء خراسان شمرده مىشد ، نادر در اوايل ورود به قندهار نامهاى به محمد شاه پادشاه هندوستان نوشت و طى آن به كنايه و تصريح گوشزد كرد كه سلاطين هندوستان از كهن دوستان ايراناند و محمد شاه نبايد رفتارى را پيش گيرد كه بر خلاف اصول دوستى باشد . ولى محمد شاه سفير نادر را يك سال معطل كرد و پاسخى به نامهء نادر ندارد . نادر چون محمد شاه را به پيامهاى خود بىاعتنا ديد ، به تهيّهء لشكر پرداخت و نامهاى به محمد شاه نوشت ، كه چون از طريق مكاتبه نتيجهء مطلوب بدست نيامد ناچار بايد كار را با دم شمشير پايان داد .
پس در اول ماه صفر سال هزار و صد و پنجاه و يك عازم سفر هند شد و غزنين را به تصرف درآورد . مردم كابل شهر را تسليم نكردند . نادر فوجى از خراسانيان را در كمينگاهها گمارد و صبحگاهان جمعى از آنان بحوالى قلعه درآمدند و براى فريب مردم قلعه چنان نمودند كه خيال جنگ دارند ، قلعگيان نيز آمادهء رزم شدند .