در همان وقت كسانى كه در كمينگاه بودند بيرون آمدند و بر آنان تاختند . و جمعى را كشتند و بقيّه فرار كردند و به كابل بازگشتند . روز ديگر توپها را بر فراز كوه عقابين كشيدند و شهر را گلوله باران كردند . قلعگيان چون خود را در چنان حال ديدند امان خواستند و شهر را تسليم كردند . نادر پس از تسخير كابل به بهار از توابع جلالآباد رفت . در آنجا رضا قلى ميرزا نيز كه از بلخ آمده بود بحضور رسيد و در اوّل شعبان به نيابت ايران معين شد و با شاهزاده نصر الله ميرزا بعطاى جيقهء گوهرنگار سرافراز گرديد . سپس نادر رضا قلى ميرزا را روانهء ايران كرد و نصر الله ميرزا را همراه خود برد و روانهء پيشاور شد . ناصر خان حاكم كابل در حدود پرشاور ( پيشاور ) عدهاى را فراهم آورد و در جمرود آمادهء دفاع شد . چون كوهستان خيبر مسكن افغانان بود ، نادر از آن راه منحرف شد و بسوى كوه مشهور به سهچوبه رفت ، مدت يك شبانهروز طول كشيد تا بدان كوه بالا رفتند و جمرود را محاصره كردند ، ناصر خان كه خود را در محاصره ديد آمادهء گريز شد ولى سربازان مجال ندادند ، و ناصر خان را با چهل تن از رؤسا و فوجى از سپاهيان پيشاور گرفتار كردند . بقيه از بيم به كوهها گريختند و « پيشاور » مقر نادر گرديد . بعد از چند روز ناگهان خبر طغيان لكزيّهء داغستان و كشته شدن ابراهيم خان رسيد . توضيح آنكه در آن ايام كه ابراهيم خان در آذربايجان بود لكزيه جار اشرار داغستان را به غارتگرى تحريك كردند . ابراهيم خان با لشكر بسيار عازم سركوبى آنان شد ، ليكن بدست لكزيه از پا درآمد . نادر هر چند از شنيدن اين واقعه متأثر گرديد ، از سفر هند منصرف نگشت و تأديب داغستانيان را بوقت ديگر موكول ساخت . و چند تن از سرداران سپاه را به سمت آذربايجان و گرجستان مأمور كرد تا خود از هندوستان بازگردد پس با لشكريان عازم لاهور شد و از رودخانههاى پنجاب گذشت و بحدود لاهور رسيد .
زكريا خان حاكم آن ملك مراسم اطاعت بجاى آورد و ايالت لاهور به دو
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 744
مساهمون: سيد جعفر شهيدى
ص٧٤٤