تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
و به احمد پاشا عاصى شدند و هر روز جمعى از شدت گرسنگى خود را از حصار بيرون مىافكندند و باردوى نادرى مىآمدند و بدانها آذوقه داده مىشد و هر كدام فرار مىكردند بضرب گلوله از پا درمىآمدند . مردم بغداد از بىقوتى سخت درماندند و بعضى از گرسنگى مردند . احمد پاشا وعده داد تا آخر ماه صفر بغداد را تخليه كند ،

جنگ توپال عثمان سرعسكر و شكست لشكر بعد از فتح

عثمان پاشا صدر اعظم سابق كه در جنگ فرنگ بسبب پايدارى گلوله به پاى او خورده بود و بتوپال يعنى لنگ اشتهار داشت به سردارى سمت بغداد مأمور شد . در اين اوقات خبر رسيدن وى از جانب موصل رسيد و قلعگيان از اين نويد شاد شدند و در موعد معين شهر را تسليم نكردند . عثمان پاشا كه در طول شط آهسته پيش مىآمد با لشكر ايران روبرو شد و در آن‌روز كه ششم صفر بود جنگ در پيوست و سپاه عثمانى شكست خوردند و بسيارى از آنان گريختند ، سرعسكر و بازماندگان در همان مكان كه بشط اتصال داشت خيمه زدند و اطراف اردوى خود را با ينكچرى و تفنگچيان محفوظ داشتند . نادر با فوجى از پيادگان به جنگ پرداخت و از چاشتگاه تا پسين جنگ كردند . شدت گرما و بىآبى كار را بر ايرانيان دشوار ساخت . در اثناى نبرد اسب نادر به يكى از پيادگان عثمانى برخورد و اسب سكندرى خورد و نادر به زمين افتاد . غلامان كلاه و افسر بر سر او گذاشتند و اسب ديگر پيش آوردند و نادر سوار شد و حمله كرد و چند تن از سربازان عثمانى را از پا درآورد . چون آفتاب نزديك غروب رسيد بسيارى از دلاوران بقتل رسيده بودند ، نادر فرمان داد تا اردو به بهريز عقب‌نشينى كند . سحرگاه عثمانيان كه از عقب‌نشينى سربازان ايرانى آگاه شده بودند به اردوگاه نادر تاختند و آنچه را بجا مانده بود به غنيمت بردند

توجه نادر بار ديگر بممالك عثمانى و قتل عثمان پاشا

پس از اين شكست سربازانى كه گريخته بودند باز از هر سو بركاب نادر ملحق