شدند . نادر در مندليج مجلس مشورتى تشكيل داد و بجاى آنكه سربازان و فرماندهان گريخته را سرزنش كند آنان را دلگرم ساخت و گفت هر چند اين بار ما شكست خورديم امّا بلطف خدا پيروز خواهيم شد . فرماندهان فرمانبردارى خود را نسبت به دو ابراز داشتند و نادر در بيست و دوم ماه صفر به همدان بازگشت و دستور داد ، در تهيهء سربازان و سازوبرگ بكوشند و آنچه از توپ و باروت فراهم شود به همدان برسانند . پس از آنكه لشكر و ساز جنگ فراهم شد روز شنبهء بيست و دوم ربيع الثانى بجانب كركوك حركت كرد . سرعسكر عثمانى پشت ديوار كركوك آمادهء كارزار شد تا از جانب پشتسر از حمله مصون بماند و افراد خود را بميدان فرستاد ، در اين جنگ بسيارى از سربازان عثمانى بقتل رسيدند و سرعسكر تاب مقاومت نياورد و بقلعه رفت . نادر نامهاى بوسيلهء يكتن از گرفتاران به دو نوشت و او را بميدان خواند .
سپس شب را بيرون قلعهء كركوك با لشكريان بسربرد ، روز ديگر چون پاسخى از سرعسكر نرسيد به سربازان فرمان داد تا بر چند هزار خانوار بيات كه در آن نواحى سكونت داشتند تاختند . سپس بسوى سورداش كه به فراوانى غله و بسيارى حشم مخصوص بود رفت و سورداش و قلعهء جوالان را تصرف كرد و غلّات آن نواحى را بدست آورد . در اين وقت كردان به لباس به اطاعت وى درآمدند . همين ايام خبر رسيد كه عقبنشينى وى از كركوك موجب گستاخى سرعسكر شده است و بيست هزار سرباز به سردارى ممشپاشا روانه كرده است ، و اين لشكر در آقدربند كه ما بين دو كوه بلند واقع است موضع گرفتهاند . نادر نيمهشب با فوج گران متوجه آنان شد ، و در سپيدهء صبح به آقدربند رسيد . جزايرچيان و سربازان اطراف دربند را محاصره كردند . بامدادان عثمانيان بسرعت آمادهء نبرد شدند . سرعسكر پس از فرستادن آن گروه بتصوّر آنكه مبادا نادر فرار كند و فتح بنام ممشپاشا تمام شود با فوجى مجهز به شتاب بدنبال ممشپاشا روانهء آقدربند شد . در اثناى گيرودار طليعهء سرعسكر از جانب كركوك آشكار گرديد . سپاهيان ايران قرار را از دست ندادند
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 737
مساهمون: سيد جعفر شهيدى
ص٧٣٧