بود در نهان و آشكارا با كوچك و بزرگ و بخصوص با نادر به راه مخالفت مىرفت .
نادر در اصفهان او را گوشهنشين ساخت و شاهزاده عباس ميرزا فرزند او را به شاهى برگزيد و در نيمهء ماه اول زمستان عازم بغداد شد . پس محمولات گرانبار را در كرمانشاه گذاشت و از آنجا حركت كرد و در صحراى ماهىدشت توقف نمود . جاسوسان خبر آوردند كه جمعى از سپاهيان عثمانى در راه طاقگرا به نگاهبانى گمارده شدهاند .
نادر شبانه از بيراهه عازم ذهاب شد . چون بر اثر راهپيمايى اسبان مانده و سربازان خسته بودند بسيارى از ايشان در راه ماندند و بقيه پس از پيمودن كوهها و پشتهها در دمادم طلوع فجر به ذهاب رسيدند . هنگامى كه آفتاب برآمد به سپاهيان عثمانى حمله آوردند . در اين نبرد احمد بيك باجلان حاكم ذهاب و اطرافيان او اسير شدند . پس نادر وارد نواحى بغداد شد و سيرانتپه را براى قرارگاه اردو اختيار كرد . سپس دستور داد نخلى را قطعهقطعه كردند و شبانه قطعات آن را بر شتران نهادند و به ناحيهء نهروان رسانيدند و به اشارت ايلچى فرنگ كه در آن اوان وارد اردو شده بود در عرض يك روز بهم پيوستند و خيك بسيارى بر آنها بستند و پلى ترتيب دادند . نادر با چهار هزار تن از سربازان سوار و پياده از آن گذشتند . پس از گذشتن آنان ، پل از هم گسيخت . مقارن اين حال شب در رسيد . نادر از كمى سپاه انديشمند نشد و به سمت بغداد كهنه رفت و پاسى از شب گذشته بر سربازان عثمانى كه بعضى در محوطهء كاظمين عليهما السلام و بعضى مقابل اردو مقام داشتند ، تاخت و از دو جانب در آن شب تار جنگ آغاز شد . با اينكه سپاهيان بغداد بسيار بودند ايرانيان دشمن را شكستى سخت دادند . احمد پاشا والى بغداد بعد از جنگ در شهر متحصن شد و لشكريان نادر اطراف بغداد و كاظمين و سامرا را تصرف كردند و شتران و كشتىهاى پر از خرما بچنگ ايرانيان افتاد . بامر نادر در اندك روزى جسرى بر دجله بسته شد و لشكريان در كاظمين اردو زدند . چون مدت محاصره دراز گشت و قحطى شديد در بغداد پديد آمد ، لشكريان بغداد از گرسنگى تاب نياوردند
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 735
مساهمون: سيد جعفر شهيدى
ص٧٣٥