با دشمن شدند . نخست محمد خان بلوچ با فوج خود آغاز نبرد كرد و بمحض تصادف با دشمن شكست خورد . شاه طهماسب چون شكست لشكريان خود را مشاهده كرد به اصفهان بازگشت و اين شكست نيز خاطر ايرانيان را بيش از پيش آزرده ساخت . سران دولت عثمانى چون از جانب نادر انديشناك بودند در صدد مصالحه با شاه برآمدند ، و پس از آمد و رفت و بسيار ولاياتى كه نادر تصرف كرده بود به دولت صفويه تعلق گرفت و قلعههاى سمت غربى رود ارس به دولت عثمانى داده شد و دو دولت با يكديگر صلح كردند و شاه طهماسب صورت صلحنامه را همراه چند تن از اعيان نزد نادر فرستاد . هنگامى كه كار هرات نزديك باتمام بود فرستادگان شاهى نزد نادر رسيدند . نادر اين مصالحه را نپذيرفت و فرستادگان پادشاه را از قبول آن بر حذر داشت . سفيرى را هم كه از جانب وزير اعظم عثمانى و والى بغداد آمده بود و در مشهد توقف داشت ، مأيوس بازگرداند . سفير عثمانى بجانب بغداد رفت و فرستادگان شاه طهماسب به دربار شاه بازگشتند . نادر اگر چه عزيمت تسخير قندهار را داشت موقتا از اين تصميم منصرف شد و به حسين خان غلچه نيز اعلام داشت كه بموقع بسر وقت او خواهد آمد و در روز عيد فطر بخراسان بازگشت و در نيمهء ماه وارد مشهد شد . چون نادر مصمم بود همهء ولايات ايران را كه عثمانيان و روسيه ضبط كرده بودند بازستاند ايلچى بولايت روس كه در آن ايام زنى ( كاترين ) بر آنان سلطنت مىكرد فرستاد . مقارن ورود نادر بمشهد نامهء فرستادگان رسيد كه دولت روسيه ولايت آستارا و گيلان را تخليه كرده است ولى تخليهء دربند و باقى شهرهاى سمت شمالى رود كر را موكول به تصرف قلعهء ايروان داشتهاند .
حركت نادر به بغداد
نادر در هفتم محرم سال يكهزار و صد و چهل و پنج از مشهد حركت كرد و از راه نيشابور رو به عراق نهاد . شاه طهماسب پس از شكستى كه از عثمانيان ديده