اللهيار خان چون راه چاره را بسته ديد . از روى خوارى از نادر پناه خواست و او بوى اجازهء رفتن به مولتان را داد .
توجه شاه طهماسب به ايروان و شكست او
بعد از آنكه نادر عراق و آذربايجان را فتح كرد به قصد سركوب ساختن افغانان عازم خراسان شد ، اعيان دولت شاه طهماسب نيز بفكر گرفتن قلعهء ايروان افتادند و بتقليد نادر بكوشش برخاستند و سپاه عراق و آذربايجان را فراهم آوردند .
و در ماه جمادى الآخر سال هزار و صد و چهل و سه از اصفهان حركت كردند .
على پاشا سرعسكر عثمانى كه از طرف دولت عثمانى مأمور حفاظت ايروان بود از قلعه بيرون آمد و كنار رودخانهء كرنى موضع گرفت و منتظر رسيدن شاه طهماسب شد . سربازان شاه از رودخانه گذشتند و به طرف سپاهيان عثمانى رفتند . بر اثر حملهء سربازان ايرانى ، عثمانيان شكست خوردند و توپخانه و قورخانه و خيمهها و اسبان ايشان به تصرف ايرانيان درآمد و سربازان عثمانى به سمت قلعه رفتند . لشكريان شاه طهماسب در سه فرسخى سمت غربى قلعهء ايروان موضع گرفتند . چون لشكريان به خيال قلعهگيرى بودند ، بعد از چند روز بدون ملاحظه و دورانديشى تا پاى قلعه پيش راندند . عثمانيان از بالا و بيرون قلعه با توپ و تفنگ بمقابله برخاستند قزلباشها تاب مقاومت نياوردند و عقبنشينى كردند . و چون مدت توقف آنان در آن حدود طولانى شد آذوقه ايشان هم پايان يافت و ناچار از راه دوقوزيولوم عازم تبريز گشتند . احمد پاشا والى بغداد كه از كار شاه طهماسب مطلع شده بود با سربازان فراوان رو به ايران نهاد . شاه طهماسب بر اثر پراكنده شدن سپاهيان خود به زنجان و سلطانيه رفت و چون به ابهر رسيد محمد عليخان بيكلربيكى فارس با سواران خود بركاب او پيوست . شاه و سپاهيان اندكى آسوده خاطر شدند و جمعى ديگر از سپاهيان را فراهم آورده به همدان رفتند و در منزل كردجان همدان آمادهء نبرد