مشهد فساد مىكردند نادر به تأديب آن گروه مصمم شد و در چهارم شوال سال هزار و صد و چهل با لشكرى بسيار قصد آنان كرد و در النگ ياقوتى كه سبزهزارى باصفا بود چادر زد سپس از آنجا به پيش روى خود ادامه داد . الله يار خان افغان حاكم هرات نيز براى كينهجويى آماده شد و با لشكرى گران به كافر قلعه فرودآمد ليكن برابر نادر تاب مقاومت نياورد و عقبنشينى كرد . در سر پل شكيبان نيز مختصر مقاومتى نشان داد . سربازان نادر به سمت هرىرود متوجه شدند و شبانگاه آمادهء نبرد گشتند . افغانان كه دليرى ايرانيان را از ياد برده و به تهديد و آزار خو گرفته بودند ناگهان بجنب و جوش افتادند . لشكريان بامر نادر همانجا خيمه زدند . مقارن آغاز نبرد بادى سخت وزيدن گرفت دو شبانه روز طرفين از كثرت گرد و شدت باد چشم از جنگ پوشيدند سرانجام چون افغانان معارضهء خود را با لشكر نادر بىنتيجه ديدند ابتدا از در معذرت خواهى در آمدند ليكن دوباره مهياى حمله گشتند . از آنجا كه بخت با نادر همراه بود بمحض توجه وى بدان سو ، افغانان تاب مقاومت نياورده امان خواستند ، نادر آنان را امان داد و ايالت هرات را به الله يار خان بخشيد و از آنجا به مشهد رفت و تتمهء حال هرات بعدا نوشته خواهد شد .
تسخير اصفهان
اشرف چون نادر را سرگرم جنگ ابدالى ديد ، لشكرى فراهم آورد و از اصفهان عازم خراسان گرديد . مقارن حركت او نادر نيز از هرات بازگشت و وارد مشهد شد ، لشكريان خراسان در اين ايام مرخص شده بودند . چون نادر از حركت اشرف اطلاع يافت مجددا دستور احضار سربازان را داد و پس از تهيهء مقدمات آمادهء جنگ با وى شد . و در منزل مهماندوست دامغان با افغانان روبرو گشت .
با آنكه شمارهء لشكريان اشرف بيشتر از سپاه ايران بود نادر برابر آنان لشكر آرايى كرد . ابتدا توپچيان و زنبوركچيان و جزايرچيان به انداختن توپ و جزايرى و تفنگ پرداختند و علمدار را با چند تن از دلاوران افغان از پاى در آوردند . افغانان