نيز دست تطاول بر آوردند و درون و نسا را ضبط كردند . مقارن اين احوال از جانب سلطان روم نيز پيمانگسلى آغاز شد و پاشايان با لشكريان شايان بجانب ايران روى آوردند و به آذربايجان تاختند . روسيان نيز به رشت و گيلان هجوم آوردند و با توپهاى آتشين لاهيجان را بباد دادند . شاه طهماسب سرگردان شد و از آذربايجان به مازندران شتافت .
خاتمهء كار محمود و جلوس اشرف و قتل شاه سلطان حسين
در همين ايام محمود غلچه سى و يكتن از شاهزادگان را گردن زد و سرانجام ديوانه شد و پسر عموى او اشرف در دوازدهم شعبان سال هزار و صد و سى و هفت بر جاى او نشست . چون كار اشرف سامانى يافت با دولت عثمانى از در جنگ در آمد ، سپس روش ظالمانهء پسر عموى خود را پيش گرفت و شاه سلطان حسين را به سال هزار و صد و چهل بكشت . مادهتاريخ قتل شاه سلطان حسين چنان كه قوام الدين محمد قزوينى سروده است . ( تجديد لقتل الحسين - 1140 هجرى قمرى ) است .
ترقى احوال نادر شاه
در خلال اين احوال ايرانيان را ظهور فرج نزديك شد ، يعنى نادر شاه در سال هزار و صد و سى و پنج هجرى از درهجز از محال باورد عازم كشورگشايى گشت ، و بعد از چندى رعيت را از رنج رهانيد و بيخ فتنه را بضرب شمشير بركند .
تسخير مشهد مقدس
نادر نخست براى فرونشاندن آتش فتنهء مرو به آن سمت روان شد . ملك محمود در جوين بود كه از حركت نادر آگاه گرديد . نادر كار مرو را تا آنجا كه ممكن بود سامان داد ، و بجانب مشهد تاخت . ملك محمود هنوز از سمت جوين آسوده خاطر نشده بود كه خبر بازگشت نادر را از مرو شنيد و با شتاب از جوين تا مشهد عنان