با يكديگر روبرو شدند . قزلباشيّه شكست خوردند . و جمعى از سران دولت بدست افغانان از پا در آمدند و بقيه گريختند ، و اين واقعه روز دوشنبهء بيستم جمادى الاولى سال هزار و صد و سى چهار اتفاق افتاد . محمود از زندهرود گذشت و در فرحآباد توقف كرد و جميع دهها و زمينهاى آن حدود را گرفت . ترسايان آن ناحيه از بيم ، به يارى وى با او همراه شدند و محمود عازم تسخير اصفهان شد و هشت ماه آن شهر را محاصره كرد . لشكريان او آن حدود را پادگان خويش كردند و كار پادشاه به تباهى گراييد . امرا بعد از وقوع اين امر به مشورت پرداختند و عاقبت بر حركت شاهزاده طهماسب ميرزا اجماع كردند و شاهزاده را بولايت عهدى گزيدند و به كاشان فرستادند . اصفهان در محاصره بود و گرانى ارزاق علاوهء علت شد ، و سپاهيان به گرسنگى و تنگدستى در افتادند و اهل محلهها از محل خود كوچ كردند و عموم خوردنىها ناياب گرديد . خوانين بىوفايى آغاز كردند و شاه سلطان حسين را نزد محمود بردند . ولى از اين كار هم سودى نبردند . محمود در چهاردهم محرم سال هزار و صد و سى و پنج داخل اصفهان شد ، و پا بر مسند سرورى گذاشت . و - باغستانهاى بهشتنشان ايران را ويران ساخت ، و ساحت اصفهان را از صفا به پرداخت و با سرشت بد و طينت فاسد عهدهدار سلطنت گشت .
جلوس شاه طهماسب
بعد از انتشار خبر استيلاى افغان ، شاهزاده طهماسب ميرزا در آخر محرم سال هزار و صد و سى و پنج هجرى قمرى در قزوين بر اورنگ سلطنت نشست . افغانان بدفع او برخاستند و او با شتاب به تبريز رفت و به مقتضاى جوانى به عشرت و بادهگسارى پرداخت . ملك محمود سيستانى كه امارت تون را داشت بعد از غلبهء افغانان از بدى بخت بتصور دست يافتن بر تاج و تخت از تون به مشهد شتافت و رفته رفته سر از اطاعت بتافت . تاتارها هم غبار فتنه را در مرو شاهجهان برانگيختند . تركمانان دشت