تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
مشمول « 1 » خجسته شمائل ، مشمول مشمل « 2 » جفا گشتند ، و از طپانچهء دولت « 3 » و دولت « 4 » دولت « 5 » دولت نادرى را بر چهره عارض شد . « عليشاه » شاهزادهء پاك گوهر « شاهرخ ميرزا » را در ارك مشهد مقدس چون گوهر در كنج گنج مخفى ، و خبر قتل او را منتشر گردانيدند .
و قد هذّبته النّائبات و انّما * صفا الذّهب الابريز من قبل السّبك [ 1 ] « 6 »
اما [ 2 ] فى نبىّ اللّه يوسف اسوة * لمثله [ 3 ] محبوسا على الظّلم و الافك « 7 »
اقام جميل الصّبر فى السّجن برهة * فافضى له الصّبر الجميل الى الملك « 8 »
چون بنفور « 9 » دولت ، نفير حسرت از جان « عليشاه » بر آمد ، نوبت شوكت
هامش
[ 1 ] - ط ، يو قبله بالسبك . [ 2 ] - نسخ ، ايا . [ 3 ] - چنين است در متجاوز از 12 نسخه و چنان كه مشهود است وزن بيت درست نيست . ظاهرا فعل در مصراع اول بيت نخست ( هذبتك ) بصيغهء مخاطب بوده است و اين كلمه هم ( لمثلك ) است ، و مؤلف فعل را از صيغهء خطاب به غايب برگردانده است و ضمير ( لمثل ) را هم براى مطابقت با فعل ، غائب آورده و از ضايع شدن وزن غفلت داشته است . ( 1 ) - مرد خوش‌خوى ( ر ب ) . ( 2 ) - شمشير كوتاه كه به جامه بپوشند آن را ( ر ب ) . ( 3 ) - واگرديدن زمانه ( ر ب ) . ( 4 ) - دولة ، سختى و بلا ( ر ب ) . ( 5 ) - دو طپانچه . ( 6 ) - و همانا پاكيزه كرد او را مصيبتها و همانا پاكيزه شدن زر خالص از جهت گداختن است . ( 7 ) - در ( زندانى شدن ) پيغمبر خدا يوسف تسليتى است براى مانند وى كه زندانى شده است به ستم و دروغ . ( 8 ) - در زندان لختى شكيبايى نيكو كرد پس آن شكيبايى نيكو ويرا به پادشاهى كشانيد . ( 9 ) - دور گرديدن . ( ر ب ) .