هر چند طلاى ناب را به زيبق مزأبق « 1 » نمودن خلاف راى زنيق « 2 » ، و سيم ساو « 3 » را با مس و روى ، روى اندود كردن منافى طبع انيق « 4 » است ، امّا پادشاه بر خلاف امر
« لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ »
« 5 » نحاس « 6 » منحوس نحاس « 7 » فوجى از اجانب را كه آثار
« قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ »
« 8 » اكبر « 9 » از اكثر ايشان صدور مىيافت بنقد سرهء سربازان روكش كرده ايشان را از ترس مترس « 10 » پشت در ديوار دولت ساخته بود [ 1 ] ،
« وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ »
« 11 » ، و در شب مزبور آن ادناس « 12 » ناس . پاس سرا پردهء عزّت مىداشتند . [ 2 ] صبحگاهان كه جهان سر بريدهء خورشيد را بر اين طشت سيمگون گذاشت ، و دامان افق از خون شفق رنگين ، و چهرهء چرخ نيلوفرى از پنجهء آفتاب خونين شد ، از سرّ كار واقف گشته سر به خودسرى و دست به غارتگرى برافراشته [ 3 ] از آنجا [ 4 ] روانهء اوطان خود شدند ، و در حين ظهور اين داهيهء دهماء « 13 » « نصر اللّه ميرزا » با شاهزادگان
هامش
[ 1 ] - ط ، بودند .
[ 2 ] - يو ، مىداشت .
[ 3 ] - عبارت يو . ط ، از اينجا چنين است : دليران قارن قرين نيز قارن و دارع بردع آن ماده گشته ايشان را پس نشانيده از پيش برداشتهاند و در حين . . .
[ 4 ] - عت ، از همانجا .
( 1 ) - اندود شده از جيوه ( نف ) .
( 2 ) - استوار ( ر ب ) .
( 3 ) - خالص .
( 4 ) - خوب .
( 5 ) - مگيريد همراز از جز خودتان ( از آيهء 114 سورهء آل عمران ) .
( 6 ) - مس .
( 7 ) - سرشت ( ر ب ) .
( 8 ) - همانا آشكار شد دشمنى از دهنهاى ايشان و آنچه پنهان مىدارد سينههايشان ( از آيهء 114 سورهء آل عمران ) .
( 9 ) - بزرگتر .
( 10 ) - چوب گنده كه در پس در كوچه اندازند تا در گشوده نگردد ( برهان ) .
( 11 ) - و همانا بودند مردانى از آدميان كه پناه مىبردند به مردانى از جن ( از آيهء 6 سورهء جن ) .
( 12 ) - ج دنس ، بفتح اول و كسر دوم ، زشتخو . ( ر ب ) .
( 13 ) - چنين است در نسخ . دهماء بمعنى .
سياه و تيره است ، ولى ظاهرا دهياء باشد . داهية دهياء ، بلاى سخت ( ر ب ) .