نوع ديگر : اى برادر تو را در خلوت نفس خبيث نقش حبيب كى ميسّر آيد ، و نواى حق را جز بينواى « 1 » حق ، كى ميسر آيد ؟ و درم و دينار دنيا را بخرد بخردهاى نخرد ، و بخرد و تجرّد كالاى سعادت كونين بخرد . توشه جهانى اگر از قناعت توشهدارى و « داراى » زمانى اگر همت بدر « 2 » نفس دارى بگمارى كه « انّ فى القنوع لغنى و انّ فى الحرص لعناء [ 1 ] » « 3 »
دنيا مطلب كه رستگارى اينست * عزّت مطلب كه اصل خوارى اينست
گر مفلسى ار غنى كه مىبايد رفت * دارى اينست اگر ندارى اينست
نوع ديگر : نهال دل از شاخ و برگ حرص و تاپاك [ 2 ] « 4 » تا پاك « 5 » نكنى و ريشهء نخل بخل از زمين طبع بىباك پاك [ 3 ] « 6 » نكنى ميوهء آسايش نچينى ، و اگر بچينى « 7 » فغفور بچينه « 8 » خورى [ 4 ] دست نيالايى ، از پيشانى شانى « 9 » دهر [ 5 ] بيشانى « 10 » نه عبوسى بينى و نه چينى ، و چون از [ 6 ] خزّ و برد و حرّ « 11 » و برد « 12 » جهان چشمپوشى آنچه از دمسردى « دى » دى « 13 » ديدى فردا نه بينى . دم را مغتنم دان كه دم ديگر نه چشم خواهدت ماند نه بينى « اشرف الغنى ترك المنى [ 7 ] « 14 »
هامش
[ 1 ] - ط ، اضافه دارد : رباعى .
[ 2 ] - ط ، ناپاك .
[ 3 ] - ط ، تا پاك .
[ 4 ] - ط ، بخورى .
[ 5 ] - ط ، دهر مشانى . . .
[ 6 ] - ط ، اضافه دارد :
خرد و بزرگ .
[ 7 ] - ط ، اضافه دارد رباعى .
( 1 ) - درويش .
( 2 ) - ط ، بدره و ظاهرا : بدر - بر در .
( 3 ) - همانا در قناعت بىنيازيست و همانا در آز رنج است ( كلمات قصار . ناسح . ص 907 ) .
( 4 ) - اضطراب و بىقرارى ( برهان ) .
( 5 ) - پيراسته .
( 6 ) - به كلى .
( 7 ) - منسوب به چين كاسه و ظرف كه از چينى باشد .
( 8 ) - چينه ، دانه كه به مرغ دهند ( برهان )
( 9 ) - دشمن .
( 10 ) - بىآزرم . ( لغتنامه از برهان ) .
( 11 ) - گرما .
( 12 ) - سرما .
( 13 ) - روز گذشته ( برهان ) .
( 14 ) - شريفترين توانگرى ترك گفتن آرزوهاست ( كلمات قصار . ناسخ ) ( ص 889 ) .