بلايش بسرآيد نسرايد و به راه خطا از چين و فرنگ گر آيد ، نگرايد .
« انّ الدّنيا دار فناء و عناء و عبر و غير » [ 1 ] « 1 »
دانى ز چه بىحجاب مىخندد صبح * افكنده ز رخ نقاب مىخندد صبح
اين غمكده چون مقام خنديدن نيست * بر خندهء آفتاب مىخندد صبح
نوع ديگر : دنياپرست تا از قيد هستى نرست گل مرادش نرست ، و تا پنجهء طمع نتافت نور عزّت بر او نتافت . تا از علايقش نه دستار ماند و نه برد ، بهرهء جاويد نبرد ، و تا از شاخ بىبرگى بر نخورد بكام دل بر نخورد .
« ثمرة الحرص العناء و ثمرة القناعة الغناء » « 2 »
تا بستهء اين جهان پرتزويرى * از بهر نجات خود مجو تدبيرى
اهل تجريد هم نباشند آزاد * دارند ز نقش بوريا زنجيرى
نوع ديگر : انسان ساغر عافيت ، تا خود را به گوشهء گمنامى نكشد ، نكشد « 3 » و گوى سعادت از ميدان تا دام علايق نبرد نبرد ، و در راه سلوك تا زير پاى خود نپايد « 4 » نپايد ، و شاهد توفيقش چهره ، تا كشف حجاب خودى ننمايد ننمايد ، و نهال برخورداريش تا نوگل [ 2 ] توكّل بر نيارد ، بر « 5 » نيارد . « التّوكّل افضل عمل و الثّقة باللّه اقوى امل » « 6 » .
هامش
[ 1 ] - ط ، اضافه دارد : رباعى .
[ 2 ] - ط ، از گل .
( 1 ) - همانا دنيا خانهء نيستى و رنج و پندها و سختيهاست ( كلمات قصار . ناسخ ص 907 )
( 2 ) - ميوهء آز رنج است و ميوهء قناعت بىنيازى است . ( كلمات قصار . ناسخ ص 930 ) .
( 3 ) - ننوشد .
( 4 ) - پاييدن ، ديدن .
( 5 ) - ميوه .
( 6 ) - توكل فاضلترين عمل است و اطمينان به خدا قوىترين آرزوست . ( كلمات قصار . ناسخ ص 858 ) .