تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
چون [ 1 ] جناب « وصّاف » « 1 » را در آخر جلد پنجم تاريخ با مؤلف [ 2 ] كتاب « كليله و دمنه » در چند فقره تحدّى « 2 » اتفاق افتاده بود ، اين كمينه هم بمناسبت مقام تحدّيا لهما بذكر چند عبارت مىپردازد و بستهء خاشاك را در برابر دستهء سنبل و ريحان ، و سلك خزف را با سمط « 3 » لؤلؤ و مرجان جلوه‌گر مىسازد

در ذكر آن [ 3 ] كلمات وعظ اساس مذيل باقتباس

« هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ »
« 4 » . كيست كه در باغ پر ورد « 5 » جهان گلبنى پرورد ، و خار جفايش بر خلد « 6 » نخلد ، و خوان كامرانى گسترد و خون جگر به او رسد « 7 » نرسد . بنابراين دولت دنيا را به فلسى صاحب خرد نخرد و پيرامون سرخ و زردش اگر به خون آغشته گردد نگردد . « انّ السّلامة فيها ترك ما فيها » « 8 » [ 4 ] .
هامش
[ 1 ] - نو ، ط ، از اينجا تا اول فصل آينده را ندارد . [ 2 ] - عت صاحب . [ 3 ] - عت ، ط ، ندارد . [ 4 ] - ط اضافه دارد : رباعى . ( 1 ) - شرف الدين عبد اللّه كاتب ملقب به وصاف الحضرة متخلص به شرف متولد 663 هرق . مؤلف كتاب تجزية الامصار و تزجية الاعصار مشهور به تاريخ وصاف و ر ك ح 5 ص 20 ( 2 ) - برابرى كردن در كارى و پيش خواندن خصم را و غلبه جستن ( ر ب ) . ( 3 ) - رشته ( ر ب ) . ( 4 ) - اين بيانى است براى مردمان ( از آيهء 132 سورهء آل عمران ) . ( 5 ) - گل . ( 6 ) - دل ( ر ب ) . ( 7 ) - حصه ( برهان ) . ( 8 ) - همانا سلامت در دنيا واگذاشتن آنچه در دنياست .