يافت ، و خاطر ارباب طرب دفنواز [ 1 ] و ترانه سنج « نخشى ان تصيبنا دائرة » « 1 » گرديد [ 2 ] .
از دل سحرخيزان در دل شبها شهب « 2 » شهبا « 3 » شهبان « 4 » آسا بگردون مهتابپيما « 5 » بر مىشد و روزها ناوك نالهء تيرهروزان بچرخ گردون سرشت مىپيوست . از [ 3 ] سياهكاريش هر روزى [ 4 ] بر چاكران و مقرّبان شام غريبان نمودى ، و از بىانصافيش هر شبى بر انصاف « 6 » و عبيد « 7 » يوم عبيد [ 5 ] « 8 » بودى . چون در درگاهش دادرسى نبود نيكان بدان [ 6 ] « 9 » ، در كاهش ، و بدان نيك در نمايش بودند ، و عمله و امله « 10 » از اعمال او ترك آمال [ 7 ] نمودند . در اعصار دولتش آثار « اعصار فيه نار » « 11 » از اثارهء « 12 » عدوان بر طارم خورشيد فتنهجو رسيد ، و تهتان « 13 » بهتان و جؤر « 14 » جور ، بنيان حيات ملهوفان « 15 » را به آب رسانيد . علامات نشاط از جهان كرانه كرد ، و اين حادثهء شنعا « 16 »
هامش
[ 1 ] - عت ، دف ترانه سنج . نو ، ط ، دايره زن و ترانه سنج .
[ 2 ] - ط ، گرديدند .
[ 3 ] - ط ، و از .
[ 4 ] - يو ، از اين كلمه تا كلمهء نمودى ، ندارد .
[ 5 ] - ط ، عنيد .
[ 6 ] - ط ، و بدون .
[ 7 ] - ط ، اضافه دارد ، و اعمال .
( 1 ) - مىترسيم كه برسد ما را بدى ( از آيهء 57 سورهء مائده ) . در استشهاد به آيه ، به لفظ دايره و دف نيز نظر داشته است .
( 2 ) - ج شهاب .
( 3 ) - سياه سپيد . ( از ر ب ) .
( 4 ) - ج شهاب ، شعلهء افروخته ( ر ب ) .
( 5 ) - هرزهگرد ( برهان ) .
( 6 ) - ج نصف بفتح اول و دوم ، خدمتگزار ( از اقرب الموارد ) .
( 7 ) - ج عبد ، بنده .
( 8 ) - يوم عبيد ، روزيست كه عبيد بن ابرص با نعمان ملاقات كرد و نعمان بقتل او فرمان داد ( حاشيهء نسخهء مج ) .
( 9 ) - در آن . در آن درگاه .
( 10 ) - ج آمل ، آرزومند .
( 11 ) - گردبادى كه در آن آتشى است ( از آيهء 268 سورهء بقره ) .
( 12 ) - انگيختن .
( 13 ) - باريدن ابر ( ر ب ) .
( 14 ) - غيث جؤر ، باران بسيار ( ر ب ) .
( 15 ) - ج ملهوف ، ستمديده ، مضطر ، دادخواه . ( ر ب ) .
( 16 ) - زشت ( ر ب ) .