بيوهزنان شدند ،
« رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ »
« 1 » . بتخليط وشات « 2 » از معروشات « 3 » تا مغروشات « 4 » ، و از ثياب موشّى « 5 » تا دواب و مواشى ، و از لباس خز تا پلاس خر ، و از ديبا و دبيقى « 6 » تا دابوق « 7 » و دباغه « 8 » بر فردى [ 1 ] باقى نمانده مفاد
« ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ »
« 9 » دربارهء صغير و كبير پيرايهء صدق پذيرفت .
جامهء خلقان « 10 » در خلقان « 11 » و اثواب مردّم « 12 » در مردم نايافت شد تا بزرباف چه رسد . ايادى « 13 » از ايادى « 14 » دور شد ، و آبادى از دور « 15 » مهجور [ 2 ] . يمن « 16 » و يسار « 17 » از يمين و يسار روى تافت ، و سرمايه و سوزيان « 18 » از هر سو زيان يافت .
ارباب صنايع كه بسوق « 19 » تسوّق « 20 » تشوّق مىجستند ، معامله را به زور بروز بازار قيامت گذاشتند ، و گروه بازارى بازارى « 21 » از منافع ايّام دولتش بدعا دست
هامش
[ 1 ] - ط ، اضافه دارد : فردى . ( و لازم به نظر مىرسد )
[ 2 ] - ط ، دور شد و آبادى از دور مهجور .
( 1 ) - راضى شدند كه باشند با بازماندگان ( از آيهء 88 سورهء توبه ) .
( 2 ) - وشات ، ج واشى ، سخن چين .
( 3 ) - ج معروشة ، سايهگير از درخت و نحو آن ( ر ب ) .
( 4 ) - غرش ، بار درختى است ( ر ب . لس ) ليكن مغروشات ديده نشد . ( مفروشات ؟ ) .
( 5 ) - جامهء بسيار نگار ( ر ب ) .
( 6 ) - نوعى از قماش باشد در نهايت لطافت ( برهان ) .
پارچهاى منسوب به دبيق و آن شهرى بوده است در مصر ( حاشيهء برهان مصحح آقاى دكتر معين ) .
( 7 ) - سريشم كه بدان مرغان را شكار كنند ( ر ب )
( 8 ) - دباغى كردن ( ر ب ) مدبوغ
( 9 ) - مالك نمىباشند قطميرى را ( از آيهء 14 سورهء فاطر ) .
( 10 ) - كهنه ( آنندراج از كشف اللغات ) . در عربى ج خلق بفتح اول و دوم ، كهنه ( اقرب الموارد ) .
( 11 ) - مردمان .
( 12 ) - جامهء كهنه ( ر ب ) .
( 13 ) - نعمتها .
( 14 ) - دستها .
( 15 ) - ج دار ، خانه .
( 16 ) - بركت .
( 17 ) - توانگرى . ( ر ب )
( 18 ) - سود ( برهان ) .
( 19 ) - بازار .
( 20 ) - بازار جستن : خريد و فروخت كردن ( ر ب ) .
( 21 ) - با گريه .