تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
بمناسبت مقام از واردات طبع ايراد مىشود كه : صحبة السّلاطين تسحب بعضها بالسّلامة و بعضها بالنّدامة « 1 » فربّ قرب قرب من السّرور و بعد عن الشّرور « 2 » ، و هو باب المحبّة و سبب الدّلّ « 3 » و بدر البلّاء و درّة الرّحمة « 4 » ، و الغناء الجاذب و الرّيح اللّاقح « 5 » و الجنّة الحامية ، و يعلى لك الاخطار « 6 » . و كم من تقرّب نقرت و نفرت منه الطّباع « 7 » ، و للطّباع و الطّبائع اطباع « 8 » و هو ناب المحنة و سبب الذّلّ و بذر البلاء و درّة الزّحمة « 9 » ، و العناء الحادث و الرّيح اللّافح و الحيّة الحامية و يغلى لك الاخطار « 10 » . در عهد بىزنهار « 11 » او زنهار « 12 » و عهد يكباره كناره گزيد « يصادفون بالفواقع و البواقع » « 13 » ، و از بيم دارايى بىمداراى [ 1 ] او مردم خواب آسايش در خواب نمىديدند ،
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ »
« 14 » . گردن‌فرازان قويدست را از براى درهمى دست و گردن در هم مىبستند ، و انياب « 15 » قوم و طلّاع ثنايا « 16 » را
هامش
[ 1 ] - ط ، بيمدارى . ( 1 ) - همنشينى سلطان كشيده مىشود پاره‌اى از آن به تندرستى و پاره‌اى از آن به پشيمانى . ( 2 ) - پس چه بسا قربى كه نزديك شد به شادمانى و دور شد از بديها . ( 3 ) - و آن در دوستى است و سبب ناز است . ( 4 ) - و ماه تمام تابان و گوهر رحمت است . ( 5 ) - و بىنيازى جذب‌كننده ( نعمتها ) و همچون باد آبستن‌كنندهء ( درختان ) است . ( 6 ) - و سپر نگهدارنده است و بالا مىبرد براى تو رتبه‌ها را . ( 7 ) - و چه بسيار نزديكى كه خشمناك شد و رميد از آن طبيعت‌ها . ( 8 ) - و براى طبيعت‌ها و سرشت‌ها زنگارهاست . ( 9 ) - و آن ( تقرب ) نيش محنت است و سبب خواريست و تخم بلا و تازيانهء زحمت است . ( 10 ) - و رنج نو پديد آمده و باد سوزنده و مار سوزنده ( گزنده ) است و مىجوشاند براى تو خطرها را . ( 11 ) - امان ( برهان ) . ( 12 ) - پيمان ( برهان ) . ( 13 ) - فاقعة و باقعة ، داهية ( لسان العرب ) . ( 14 ) - برخيزد ( دور شود ) پهلوشان از خوابگاهها ( از آيهء 16 سورهء سجده ) ( 15 ) - ج ناب ، مهتر قوم ( ر ب ) . ( 16 ) - رجل طلاع الثنايا ، مرد نيك آزمايندهء كارها . آنكه پيوسته همت او بمعالى امور باشد ( ر ب ) .