تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
كَالْمُهْلِ »
« 1 » . « نادر شاه » اگر چه در مبادى حال از راه دلسوزى عباد « كذبالة السّراج تضيئ ما حولها و تحرق نفسها » « 2 » خود را رشتهء پرپيچ‌وتاب محن ساخت ، و فانوس‌آسا يكتا جامه « 3 » مدتها به‌هوادارى شمع سلطنت پرداخت ، و اهالى ايران هم آن مصباح شب‌افروز را مقتبس از نور الهى دانسته پروانه‌وار بگرد سرش مىگشتند ، و « اطيش من فراشة » « 4 » خويش را برايش بر آتش زده پروا نمىكردند ، عاقبت خديو كى فرّ كيفر خدمت را بكفران ادا كرده قسط را مبدل به قسوط « 5 » و از مصداق
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ »
« 6 » بمهبط « 7 »
« وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ »
« 8 » سقوط كرده با قاطبهء قاطنين « 9 » أقطار ، و وجوه « 10 » اقطاب ، وجوه « 11 » قاطبه « 12 » پيش آورد . هر چند كه شاخ شخ سرى « 13 » و صاحبقرانى را بر آسمان سود اما چه سود ، از مضمون « كن صاحبقران و لا تكن كصاحب قران » « 14 » غافل ماند ، و اگر مدّتى در ممالك خدا داد ، داد داد داد ، و ليكن بالمآل « اجفى من الدّهر » « 15 » و « اجور من حاكم سدوم » « 16 » و « اظلم من الجلندى » « 17 » و « اشدّ من
هامش
( 1 ) - اگر فرياد خواهند فرياد رسيده مىشوند به آبى چون روى و مس گداخته ( از آيهء 28 سورهء كهف ) . ( 2 ) - مانند فتيلهء چراغ ( كه ) روشن مىكند آنچه را در پيرامون آن بود و مىسوزاند خود را ( مجمع الامثال . اقرب الموارد ) . ( 3 ) - ر ك ح 9 ص 337 . ( 4 ) - بدان جهت كه فراشه ( پروانه ) خود را در آتش مىافكند ( از مجمع الامثال ) . ( 5 ) - جور و بيدادگرى ( ر ب ) . ( 6 ) - همانا خدا دوست دارد عدالت‌كنندگان را ( از آيهء 46 سورهء مائده ) . ( 7 ) - فرودآمد نگاه . ( 8 ) - مأخوذ از آيهء 15 سورهء جن . ( 9 ) - ج قاطن ، ساكن ( از ر ب ) . ( 10 ) - بزرگان . ( 11 ) - ج وجه ، رو . ( 12 ) - ترش ( از ر ب ) . ( 13 ) - شخ سر ، سخت سر ( بهار عجم ) . ( 14 ) - مأخذ اين مثل را نيافتم . ( 15 ) - ستمكارتر از روزگار ( ر ك مجمع الامثال ) . ( 16 ) - در مجمع الامثال . . . من قاضى سدوم . سدوم شهر قوم لوط است . و وجه ديگر نيز براى مثل گفته‌اند ( ر ك مجمع الامثال ) . ( 17 ) - گويند جلندى همان پادشاهى است كه كشتىها را به ستم مىگرفت و در قرآن آيهء 78 سورهء كهف بدان اشارت شده است ( ر ك مجمع الامثال ) .