عدوان و فجوهء « 1 » جفوه « 2 » و نجوهء « 3 » نخوه « 4 » و قنن « 5 » فتن گذارد ، صرصر قهر قهرمان جلالش « 6 » ورق گردان دفتر كرم ، و برگريزان بهارستان نعم گشته غرفهء دماغ « نمرود » را به هواى جنبش بال پشهء نحيفى منهدم گرداند ، و اساس فرّ و عون « فرعون » [ 1 ] را به اشارهء چوب خشكى « 7 » به آب رساند ، ابابيل را با پيل « ابرهه » به معارضه برانگيزد « 8 » ، و تخت بخت « بخت النّصر » « 9 » را « اوهن من بيت العنكبوت » « 10 » از هم فروريزد . « ضحاك » را [ 2 ] بمفاد اينكه - همه جا دوش بدوشند مكافات و عمل - بار جزاى عمل بر دوش نهد « 11 » . و اركان شداد « شدّاد » « 12 » را بعواصف مساخط در يكدم بباد دهد .
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
« 13 » .
در استرداد عطاى نعمت ايشان را نيست مهل « 14 »
« وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ
هامش
[ 1 ] - ط ، را ، ندارد .
[ 2 ] - يو و ط ، از اينجا تا آخر مصراع را ندارد .
( 1 ) - زمين فراخ . گشادگى ميان سراى ( ر ب ) .
( 2 ) - جور .
( 3 ) - زمين بلند ( ر ب ) .
( 4 ) - نخوت ، خودبينى . تكبر .
( 5 ) - ج قنة بضم اول و تشديد ثانى ، كوه خرد . سر كوه ( ر ب ) .
( 6 ) - ضمير راجع است به خداى تعالى .
( 7 ) - مقصود عصاى حضرت موسى است .
( 8 ) - اشاره است به داستان آمدن ابرهه به قصد خراب كردن خانهء كعبه كه مفسران ذيل تفسير سورهء فيل داستان را بتفصيل نوشتهاند .
( 9 ) - صحيح آن بختنصر يا بخت نصر بضم باء و سكون خاء و فتح نون و صاد مشدد مفتوح است . معرب نام بابلى نبوكدنصر ( نگهبان تاج ) نام دو پادشاه نبوكدنصر اول ( 1146 - 1123 ق م ) نبوكدنصر دوم 604 يا 605 - 562 ق م ) . ( تعليقات آقاى دكتر معين بر برهان قاطع ذيل بخت
( 10 ) - سستتر از خانهء عنكبوت ( مأخوذ از آيهء 10 سورهء عنكبوت ) .
( 11 ) - اشاره است به داستانى كه كه گويند دو مار بر دوش ضحاك رسته بود و بايد از مغز سر آدمى آن مارها را خورش دهند .
( 12 ) - شداد ج شديد . رفيع . قوى . شداد بن عاد . بنقل قصص الانبياء و مفسران ، معاصر با داود پيغمبر ( ع ) بود و همانست كه نوشتهاند بهشت معروف را بنا نهاد .
( 13 ) - همانا خدا ديگرگون نمىسازد آنچه را با مردميست تا آنكه ديگرگون سازند آنچه را در نفسهاى ايشانست ( از آيهء 12 سورهء رعد ) .
( 14 ) - باش ( ر ب ) مهلت .