اسير ساختند ، و اخيال « 1 » فزون از خيال ، و اسب و اسباب بىحساب به حوطهء « 2 » اجتلاب و حومهء استلاب و حوزهء انتهاب و خطّهء اكتساب درآوردند و از آنجا مانند بلاى منزل ، منزل به منزل از راه « اصفهان » روانهء « خراسان » گشتند .
در بيان قتل نادر شاه با اولاد و اعقاب .
« لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ »
« 3 » . بر دقيق طبعان دقيقه رس ، و آفتاب ضميران صبح نفس ظاهر است كه انوار جمال قادر ذو الجلال در مقامى كه پرتو ظهور اندازد ذرّهء ناچيز را جلوهء خورشيدى و گداى محتاج را رتبهء جمشيدى و قطرهء دريا را مشرب « عمّانى » و نملهء ضعيف را شوكت سليمانى بخشد
بمورى دهد مالش نره شير * كند پشه بر پيل جنگى دلير
بعد از آنكه به فحواى
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
« 4 » ، نفس مجبول « 5 » بشرّ بشر ، بسر نشر عتوّ و عصيان آمد ، [ 1 ] پا بر فراز طغيهء « 6 » طغيان و عدوهء « 7 »
هامش
[ 1 ] - ط ، آمده .
( 1 ) - ج خيل .
( 2 ) - حفظ ، حراست ( اقرب الموارد ) .
( 3 ) - همانا بود در داستانهاى ايشان پندى مر خداوندان خرد را ( از آيهء 111 سورهء يوسف ) .
( 4 ) - همانا آدمى هرآينه عصيان مىورزد چونكه ديد خود را كه بىنياز است ( از آيهء 6 و آيهء 7 سورهء علق ) .
( 5 ) - آفريده ( ر ب ) .
( 6 ) - مكان بلند ( ر ب ) .
( 7 ) - و بكسر اول نيز ، جاى بلند ( ر ب ) .