تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
توضيح اين مدّعا و تفصيل اين ادّعا اينكه جناب نادرى در مستأنفات ايّام « 1 » و مستطرفات اعوام « 2 » كه سرزمين گلشن ايران پامال هجوم سبزهء بيگانه « 3 » شد به يگانهء بىهمال اتّكاء و اتّكال نموده حشيش خسيس خود روى آن چمن را و « البستان كلّه كرفس » « 4 » به اعانت بستقان « 5 » بستان قضا « ابطش من دوسر » « 6 » مانند دوسر « 7 » ، يكسر باداس پاداش عمل ، يعنى مخصلل « 8 » مخصل « 9 » بدرويد ، و از هرجا گياهى فاسد سرزد آن را سر زده ، غلفهء شمشير ساخت ، و باغ دهر را با دهرهء « 10 » سياست نمونهء
« غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ »
« 11 » نموده [ 1 ] از شوك عضاة « 12 » شوكت عصاة « 13 » بپرداخت ، و بعد از ضبط ممالك ، آفتاب‌آسا به جهانگيرى ، تيغ نبرد آخت ، و ستيم « 14 » ستم را به نشتر رمح از عروق دهر شتيم « 15 » دفع كرد ، و با گزلك صفائح « 16 » ، نقش صفائق « 17 » از صفائح ملك سترد ، و « هند » و « سند » و « توران » و « خوارزم » را به صرف همت تصرف كرده بساط عدالت گسترده و در تنظيم مشتّتات « 18 » و مبدّدات « 19 » ، و تقويم [ 2 ]
هامش
[ 1 ] - يو ، از نمونه ، تا اينجا را ندارد . [ 2 ] - ط ، و در تقويم . ( 1 ) - آغاز كار . ايام گذشته . ( 2 ) - سالهاى اول ( از ر ب ) . ( 3 ) - سبزهء بىموقع كه شامل ( مشمول ) پيراستن و بركندن باشد ( آنندراج از بهار عجم ) . دشمنان . ( 4 ) - براى تساوى در شر مثل زنند ( مجمع الامثال . امثال مولدين ) . ( 5 ) - مالك باغ يا نگهبان آن ( ر ب ) . ( 6 ) - دو سر ، يكى از پنج كتيبه ( لشكر ) نعمان بن منذر ( مجمع الامثال ) . ( 7 ) - گياهى كه در ميان زراعت گندم و جو رويد ( برهان ) . ( 8 ) - داس ( ر ب ) . ( 9 ) - بران ( از ر ب ) . ( 10 ) - حربه‌اى دسته‌دار و دسته‌اش از آهن و سرش مانند داس باشد و در غايت تيزى بود ( برهان ) . ( 11 ) - نه ستمكار و نه تجاوزكننده ( از آيهء 168 سورهء بقره ) . ( 12 ) - هر درخت بزرگ خاردار ( اقرب الموارد ) . ( 13 ) - ج عاصى ، نافرمان . ( 14 ) - خون و چرك و ريمى باشد كه در جراحت جمع شود . . . ( برهان ) . ( 15 ) - ناخوش روى ( ر ب ) . ( 16 ) - صفائح ، شمشيرهاى پهناور . ( 17 ) - ج صفيقه ، حادثه . ( 18 ) - ج مشتتة ، پراكنده شده ( ر ب ) ( 19 ) - ج مبددة ، پريشان شده ( ر ب ) .