الافلاك قسى و الحادثات سهام و الانسان هدف و اللّه تعالى الرّامى فأين المفرّ ؟ « 1 » .
سرعسكر با توان ، ناتوان گشته همان روز در دم پسين « 2 » كه دم پسين [ 1 ] او « 3 » بود ، به حكم قضا از فضاى هستى به ايوان بقا خراميد ، و اسباب تفاخر و تباهيش « 4 » تباهى يافت . آثار انقلاب اردو از دور [ 2 ] متفرّس گشته فوارس مفترس بتهاجم و تهامج « 5 » و تهايج « 6 » و تهارج « 7 » اسب برانگيختند ، و ولوله و شور و هلهله و سور طرفه « 8 » ، در طرفةالعينى از دو طرف بطرفه « 9 » پيوست . جمعيت و احتشاد روميّه انهزام ، و سلك انعقادشان انخرام پذيرفت .
لشكريان بلا توقّف به تقفّى « 10 » و اقتياف [ 3 ] « 11 » پرداخته ايشان را تا حدّ « آرپهچايى » « 12 » تعاقب كرده جمعى كثير بر وجه يسير « 13 » ، كسير « 14 » و
هامش
[ 1 ] - يو ، كه در پسين او بود . ط ، دم پسين او بود .
[ 2 ] - يو ، انقلاب از دورادور . نو ، آثار انقلاب از دور . ط ، باردوى همايون آثار انقلاب آن اردو از دور .
[ 3 ] - ط ، اقتياب .
( 1 ) - چرخها كمانهاست و حوادث تيرهاست و آدمى آماج است و خداى تعالى تيرانداز پس كجاست گريزگاه ( در افواه است كه اين عبارت از گفتار افلاطون است ليكن مأخذى براى آن نيافتم ) .
( 2 ) - طرف عصر .
( 3 ) - نفس آخرين . آخر عمر .
( 4 ) - تفاخر ( ر ب ) .
( 5 ) - معنى مناسب ديده نشد .
( 6 ) - با هم برجستن به كار زار ( ر ب ) .
( 7 ) - بر يكديگر جستن ( اقرب الموارد ) .
( 8 ) - نو و شگفت و نادر از هر چيزى ( ر ب ) .
( 9 ) - منزل نهم از منازل قمر ( لغتنامه ) .
( 10 ) - تبعيت كردن ( از ر ب ) .
( 11 ) - در پى كسى رفتن ( ر ب ) .
( 12 ) - نام رودخانهايست در آناطولى ( از قاموس الاعلام تركى ) .
( 13 ) - آسان ( ر ب ) .
( 14 ) - شكسته ( از ر ب ) .