تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
كانّ سنا الماذىّ فوق متونهم * مواقد نار لم تشب بدخان « 1 »
و با زجاج « 2 » و رماج « 3 » رماح « 4 » و زجاج « 5 » سهام ، اشفار عيون اعيان را پردهء زجاجى مىدوختند .
و الطّعن فى الاحداق دأب رماتهم * و الرّاميات سهامها الاحداق « 6 »
هر روز به همين منوال در ميدان مقابلت و مقاتلت و عرصهء منابلت « 7 » و مقاطعت « 8 » ، قصبات رمح و سنان را ضرمهء « 9 » نيران جدال مىساختند ، و سر عسكر اردو و مطريس « 10 » خويش را با مردان كار ، تيغ زنان عرصهء كارزار دليرانه پيش مىآورد تا به نيم فرسخى معسكر شاهى رسيده خيام اقامت بر افراشت . مقارن آن حال سپهبد اجل ميدان مصاف آراسته از كمين ، كمان كين ، به گوشمال خصم رزم كوش گوش تا گوش كشيد ، و از پنجهء شست گشود كه :
هامش
( 1 ) - گويا روشنى زره بر پشت آنان آتشدانها است كه آميخته نشده است بدود ( كلثوم بن عمرو از تحفهء ناصريه ) . ( 2 ) - ج زج بفتح اول و تشديد دوم ، بن نيزه ( ر ب ) . ( 3 ) - گره‌هاى نيزه و ميان دو پيوندهاى آن ( ر ب ) . ( 4 ) - نيزه‌ها . ( 5 ) - ج زج بضم اول و تشديد دوم ، پيكان تير ( ر ب ) . ( 6 ) - و ( تير ) زدن در حدقه‌هاى چشم ، خوى تيراندازان آنهاست و زنان تيرافكن ( بغمزهء چشم ) تيرهاى آنان حدقه‌هاى چشم است . ( 7 ) - نبرد كردن در تير انداختن ( ر ب ) . ( 8 ) - بريدن . ( 9 ) - نيم سوخته . خدرك آتش ( ر ب ) . ( 10 ) - اين كلمه در تاريخ كرمان مصحح آقاى باستانى پاريزى ص 308 و در روضةالصفاى ناصرى در ذكر همين وقعه به همين صورت آمده است . در دزى : نصب متاريسه ، توپخانه را نصب كرد . مترس ج متارس ، جرثقيل . اهرم . مترسة ، استحكامات .