تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
و بمفاد « النّقب ميعاد مزاحيف المطىّ » « 1 » ، جانبين آمادهء جنگ گشته از يك طرف ارباب نقب و ثقب از باب سعى با صاقور « 2 » صاقوره‌شكن « 3 » و مصاخف « 4 » صخره شكاف كافيدن آغاز ، و از يك جانب اصحاب دقّ و ضرب به سدّ مفازات « 5 » ، ابواب محن بر چهرهء قلعگيان باز كردند . با روى ثغر « 6 » از دندانهاى كنگره ، با روى « 7 » و ثغر « 8 » ضاحك به خندهء دندان نما لب گشاد ، و مزغل « 9 » حصار با ميل تفنگ پاسداران ، ديده سرمه‌سا ساخته چشم در راه انتظار نهاد ، و در شب پانزدهم شعبان كه انگشت قمر شكاف نبىّ قضا « 10 » ماه را دو نيم نمود ، و ساقى دوران از خم سپهر مينايى با كاسهء بدر تمام ، نصفى « 11 » بر اهل جهان پيمود ، خديو « سليمان » قدر قدم به حلقهء ديدهء ركاب آشنا ساخته در سر سيبه با سپاه بهرام خشم انجم حشم چشم به راه طلوع طليعهء فجر نشسته تا هنگامى كه صبح چابك‌دست نقب افق را از شفق آتش زد و دود ظلمت زدوده گشت ، دليران آتش مزاج از اطراف چون شعلهء جوّاله « 12 » گرم خيز و ثقبهء نقب
هامش
( 1 ) - نقب راه بود در كوه ، و معنى مثل اينست كه كارها به پايان آن روشن مىشود ( مجمع الامثال ) . ( 2 ) - تبر بزرگ و ميتين ( ر ب ) . ( 3 ) - باطن استخوان كاسهء سر كه مشرف بر دماغ است ( ر ب ) . ( 4 ) - ج مصخفه بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم و چهارم بيل آهن و كلند ( ر ب ) . ( 5 ) - ج مفازة ، پناه جاى ( ر ب ) . ( 6 ) - دربند . مرز . جاى ترس از رخنه‌هاى شهر ( ر ب ) . ( 7 ) - چهره . ( 8 ) - دندانهاى پيشين ( ر ب ) . ( 9 ) - سوراخ كه بر ديوار برج كنند و هنگام تيراندازى سر تفنگ را در آن سوراخ نهند و بخارج برج تيراندازى كنند ( با فحص فراوان و با شهرتى كه اين كلمه راست ، در فرهنگهاى فارسى و تركى كه در دسترس داشتم ذكرى از آن نديدم . ( 10 ) - اضافهء تشبيهى ، يعنى به حكم قضا ماه به نيمهء دوم رسيد و در آن ايهامى است به واقعهء شق القمر . ( 11 ) - نوعى از پيالهء شراب ( لغات متفرقهء برهان ) . ( 12 ) - سر چوبى كه آتش درو گيرند و آن را بگردانند به صورت دايره به نظر آيد ( آنندراج ) .