از مصدر فرمان بنام واليان « موصل » [ 1 ] و « حلب » اصدار يافت . امّا پيام و فرمان جلب [ 2 ] اثر نكرده موصل « 1 » بمطلوب نشد
« فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما »
« 2 » و كار از مراسله و رسائل برسالت مراسيل « 3 » و پيكان « 4 » پيكان افتاد كه :
و لا كتب الّا المشرفيّة عنده * و لا رسل الّا الخميس العرمرم « 5 »
و مهمّ ، از السنهء حداد « 6 » باسنّهء « 7 » حديد « 8 » و از مقاول « 9 » متين بمعاول « 10 » و مغاول [ 3 ] « 11 » و ميتين « 12 » بازكشيد ، و پاسخ به ياسج « 13 » كه ناسخ ارواح است حواله رفت كه :
فلا قول الّا الطّعن و الضّرب عندنا * و لا رسل الّا ذابل و حسام « 14 »
هامش
[ 1 ] - عت از اينجا تا كلمهء نكرده ، ندارد .
[ 2 ] - ط ، كلمهء جلب را ندارد .
[ 3 ] - يو ، ندارد .
( 1 ) - رساننده .
( 2 ) - پس وسوسه كرد مر آن دو را شيطان تا ظاهر گرداند براى ايشان آنچه پوشيده بود از آن دو از عورتشان ( از آيهء 19 سورهء اعراف ) .
( 3 ) - ج مرسال ، تير كوتاه ( ر ب ) .
( 4 ) - ج پيك ، قاصد .
( 5 ) - و نيست نامههايى نزد او جز شمشير مشرفى و نه رسولانى جز لشكريان بسيار ( متنبى در وصف سيف الدولة . هنگامى كه قصد ميافارقين كرد ) .
( 6 ) - زبانهاى چرب .
( 7 ) - نيزهها .
( 8 ) - آهن .
( 9 ) - گفتارها .
( 10 ) - ج معول بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم ، آهنى كه بدان كوه كنند . ( ر ب ) .
( 11 ) - ج مغول بر وزن معول ، شمشيرى باريك گردن و دراز ( از ر ب ) .
( 12 ) - كلنگ و ميل آهنى ( برهان ) .
( 13 ) - تير پيكان دار ( برهان ) .
( 14 ) - پس نيست گفتارى جز كوفتن و زدن نزد ما و نه رسولانى جز نيزهء باريك و شمشير بران .