« اربيل » « 1 » كه سطوت قلعهدارانش از پيل [ 1 ] صبر و توان بردى معيّن ، و قلعگيان بعد از احاط ، گشتن آن خطّه بامر
« قُولُوا حِطَّةٌ »
« 2 » حطّ « 3 » خطّ خطاى خويش را بوسائل ، آمل « 4 » وسائل گشته بجرم خود اعتراف و از « نيل » نيل مراحم خاقانى اغتراف « 5 » كرده از اين غرفه « 6 » قصرنشين درجات
« أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ »
« 7 » شدند .
پس كوكبهء كواكب كبكبة به سمت موصل به كبكه « 8 » كرده در جنب مزار جنّت آثار ، سايهنشين مكرمت
« وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ »
« 9 » « يونس بن متى » على نبيّنا و عليه السّلام « 10 » قاطن « 11 » شد . جمعى [ 2 ] از مقدّمة الجيش در اطراف قلعه تثوير « 12 » غبار طيش و هيش [ 3 ] « 13 » كردند . در آن اوان « احمد پاشاى » سر عسكر از ديار « دياربكر » « 14 » به « ماردين » « 15 » پيوسته به بهانهء مواطات « 16 »
هامش
[ 1 ] - ط ، پيل بر .
[ 2 ] - ط ، يعنى جمعى .
[ 3 ] - نو ، ندارد .
( 1 ) - اربل ، شهريست بعراق در جنوب شرقى موصل ( ذيل المنجد ) .
( 2 ) - بگوييد فرونه از ما بار گناهان را ( از آيهء 55 سورهء بقره ) .
( 3 ) - انداختن . محو كردن .
( 4 ) - اميددارنده ( از ر ب ) .
( 5 ) - آب بمشت بر گرفتن ( ر ب ) .
( 6 ) - يكمشت آب ( بمناسبت كلمهء قصر ) .
( 7 ) - آنها پاداش داده مىشوند درجهء بلند ( از آيهء 75 سورهء فرقان ) .
( 8 ) - ازدحام . ( ر ب ) .
( 9 ) - و رويانيديم بر او ( يونس ) درختى از كدو ( آيهء 146 سورهء صافات ) و داستان چنانست كه چون خدا يونس را از دل ماهى بيرون آورد سخت ناتوان بود . خداوند براى او درخت كدويى رويانيد . درخت همان ساعت كدوى تازه برآورد و يونس از آن بخورد تا نيرو بازيافت ( رجوع شود به قصص الانبياء جويرى و تفسيرهاى قرآن ذيل اين آيه و آيات ديگر مربوط به داستان يونس ) .
( 10 ) - بر پيغمبر ما و بر او باد سلام .
( 11 ) - جاىگيرنده ( ر ب ) .
( 12 ) - برانگيختن .
( 13 ) - تباهى افكندن برانگيختن ( ر ب ) .
( 14 ) - شهريست بر جانب چپ دجله ( ذيل المنجد ) .
( 15 ) - فعلا جزء كشور تركيه است و 22000 تن جمعيت دارد ( ذيل المنجد ) .
( 16 ) - يكجهتى كردن ( حواشى ) موافقت كردن ( ر ب ) .