رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »
« 1 » از باب سلم « 2 » و تسليم در آمده ايالت آن ولايت به او مسلّم گشت و رتوت « 3 » اكراد نيز بعوارف « 4 » مرتوت [ 1 ] « 5 » ، و بعواطف مربوب « 6 » گشته هريك كه طريق
« فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً »
« 7 » سپردند ، مورد قهر و دمار شدند .
در بيان حال موصل و تسخير كركوك و اربيل
« وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ »
« 8 » . بعد از انجام مهام « شهرزور » ، خارج قلعهء « كركوك » مطرح شعشعهء چتر زراندود گشته قباب اخبيه « 9 » بر قنّات « 10 » اخبيه « 11 » پيوست . اهالى « كركوك » به استوارى سور كه در متانت و كماخ « 12 » مثابت « 13 » « كماخ » « 14 » بودى استظهار [ 2 ] جسته به محارست حصار پرداختند .
توپچيان به حكم همايون توپهاى قلعهكوب را از چهار اطراف نزديك دور « 15 » برده
هامش
[ 1 ] - نو ، ط ، مرتوب .
[ 2 ] - ط ، فلك استظهار .
( 1 ) - هنگامى كه آمد پروردگارش را با دلى سليم ( آيهء 82 سورهء صافات ) .
( 2 ) - سازش . صلح .
( 3 ) - ج رت بفتح اول ، مهتر ( ر ب ) .
( 4 ) - ج عارفة ، نيكويى ( ر ب ) .
( 5 ) - كند زبان ( ر ب ) .
( 6 ) - پرورده .
( 7 ) - پس همانا گفتند بهتانى را و باطلى را ( از آيهء 5 سورهء فرقان ) .
( 8 ) - و هرآينه هر آنكه داد ستد پس آنكه بر او ظلم شده باشد پس آنان نيست بر ايشان هيچ راهى ( آيهء 39 سوره شورى ) .
( 9 ) - ج خباء ، خرگاه ( ر ب ) .
( 10 ) - ج قنة بضم اول و فتح و تشديد دوم ، قلهء كوه ( اقرب الموارد ) .
( 11 ) - سعد الاخبيه ، منزل بيست و پنجم از منازل قمر ( التفهيم ص 112 ) .
( 12 ) - بزرگ منشى ( ر ب ) .
( 13 ) - بمانند . به منزله .
( 14 ) - شهريست به روم ( ر ب ) .
( 15 ) - ج دارة ، هر چيز كه محيط چيزى باشد ( ر ب ) ديوار قلعه .