يك روز از بام تا شام آن ثعابين اژدها اندام را از دهان دوزخ زبانيه ، بر بوم و بام قلعگيان آتشافشان ، و احجار قمپاره « 1 » را كه نازل منزل آيت
« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
« 2 » بود ، سركوب ايشان كردند . و از گلولههاى آتشبار بر صحائف سرنوشت آن قوم ، نقوش
« يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ »
« 3 » منقوش ، و الواح جدران « 4 » را بكلك رعد صرير توپ ، كتاب « 5 » كتابهء « 6 »
« وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
« 7 » ساختند .
هنگام غروب كه توپهاى ظلمت بار از دود تيره روز ، روز روشن را بر قلعگيان شب تار نموده از صاعقهافروزى و خانمانسوزى درون خود را مخلّى « 8 » ، و حياط ، قلعه را پر از اجساد بىحيات و اجسام قتلى « 9 » ساخت ، بدن [ 1 ] قلعه و پاى حصار از كار بازماند ، و از دست توپ ضرب زن چاك گريبان بروج به دامن رسيد ، و حلقهء دروازهء دژ از بيم اژدرصولتان چون افعى حلقه زده از پرهء قفل زبان بالحاح بيرون كرده قلعگيان بدست انابت ساحب « 10 » ذيل استيجار « 11 » ، و به نويد امان اميدوار گشته قلعه را سپردند . فوجى هم به حرزقه « 12 » و اكتناف « 13 » قلعهء
هامش
[ 1 ] - ط ، بدون .
( 1 ) - يو ، قماره . عت قم پاره . خمپاره .
( 2 ) - پس بپرهيزيد آتشى را كه فروزينهء آن مردمست و سنگها ( از آيهء 22 سورهء بقره ) .
( 3 ) - روزى كه باشند مردمان چون پروانههاى پراكنده ( آيهء 3 سورهء قارعه ) .
( 4 ) - ج جدار ، ديوار .
( 5 ) - نبشته .
( ر ب ) .
( 6 ) - كتاب ، آنچه در آن نويسند . كتابه ، خطى كه آن را بقلم جلى در روى كاغذ يا پارچه باريك نوشته باشند ( برهان ) .
( 7 ) - و مىباشد كوهها چون پشم وازده ( آيهء 4 سورهء قارعه ) .
( 8 ) - تهى .
( 9 ) - كشتگان .
( 10 ) - كشنده .
( 11 ) - امان خواستن .
( 12 ) - تنگى و تنگ كردن بند بر كسى ( ر ب ) .
( 13 ) - احاطه كردن ( ر ب ) .