مراحل « 1 » از طىّ مراحل پا كشيدند . آفات « 2 » آفات يافتند . به كار « 3 » به كار نيامدند .
ناقههاى ناقه « 4 » سير نافه « 5 » ناف نياف « 6 » نافه « 7 » ، و ناقه « 8 » گشتند ، و اشتران خارا « 9 » پشم خار « 10 » نورد خار خوار « 11 » خوار [ 1 ] و نزار شدند [ 2 ] . عاجهاى « 12 » آبنوس « 13 » فام از سير طرق عاج « 14 » ، عاجآسا « 15 » پارهء استخوان گرديدند ، و صندلهاى « 16 » صندل « 17 » تك صندل رنگ ، و عودهاى « 18 » عود « 19 » بوى عود « 20 » آهنگ ، به چوب خشك مشابهت ورزيدند [ 3 ] . از كثرت دواب « 21 » ضعف دواب ضعف « 22 » يافت ، و از شدت
هامش
[ 1 ] - ط ، خار .
[ 2 ] - يو ، از كلمهء و اشتران . . . تا اينجا را ندارد .
[ 3 ] - يو ، دارند .
( 1 ) - ج مرحل بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم ، شتر قوى ( ر ب ) .
( 2 ) - ظاهرا ج افت بفتح اول و سكون دوم ، شتر سخت شكيبا پيشتر رو ( اقرب الموارد ) .
( 3 ) - ج بكر بفتح اول و سكون دوم ، شتر بچه ( ر ب ) .
( 4 ) - چند ستاره است كه بر شكل ناقه واقع شده ( ر ب ) .
( 5 ) - كيسهء مشك .
( 6 ) - ناقه نياف ، ناقهء دراز با بلندى ( ر ب ) .
( 7 ) - مانده شده ( ر ب ) .
( 8 ) - كوفته . ضعفدار .
( 9 ) - نوعى از بافتهء ابريشمى كه مانند صوف موجدار بود ( برهان ) .
( 10 ) - سنگ خارا ( ر ب ) .
( 11 ) - خار خورنده ، صفت مركب .
( 12 ) - ناقهء مطيع ( اقرب الموارد ) .
( 13 ) - درختى باشد سياه و مشهور است . . . اگر بر آتش نهند مانند عود بگدازد ( برهان ) .
( 14 ) - طريق عاج ، راه پر از روندگان ( ر ب ) .
( 15 ) - استخوان پيل ، و عامه دندان فيل گويند ( ر ب )
( 16 ) - صندل ، قوى و سخت سر از شتر و حمار ( ر ب ) .
( 17 ) - چنين است در تمام نسخ و در بعضى حواشى كشتى كوچك ، معنى شده شايد صيدن بفتح اول و سوم و سكون دوم . روباه .
( 18 ) - عود ، كلانسال از شتر ( ر ب ) .
( 19 ) - بوى معروف . چوبى است كه دود آن بوى خوش دارد .
( 20 ) - ساز معروف .
( 21 ) - پيوسته رنج كشيدن ( كنز ) صحيح دأب است بفتح اول و دوم ، پادوب .
( 22 ) - دو چند شدن ( ر ب ) .