و منّ لفرسان الثّغور عليهم * بتبليغهم ما لا يكاد يرام « 1 » . . .
و ربّ جواب عن كتاب بعثته * و عنوانه للنّاظرين قتام « 2 »
تضيق به البيداء من قبل نشره * و ما فضّ بالبيداء عنه ختام « 3 »
غلغلهء اين مغلغله « 4 » قلوب روميّه را مقلقل « 5 » ساخته طنطنهاش به « قسطنطنيّه » « 6 » رسيد .
حضرت قيصرى بعد از وصول آن كتابت كه كنانت « 7 » سهام « 8 » كنايت بود ، به احتشاد « 9 » كتائب فرمان داده « احمد پاشاى حمّالاوغلى [ 1 ] » « 10 » را به سر عسكرى منصوب ، و به سمت « دياربكر » « 11 » مأمور ساخته مقرر داشت كه قبل از
هامش
[ 1 ] - عت ، جمال .
( 1 ) - و منتى است سواران مرزها را بر آنان ، برساندن ايشان را بدانچه ميسر نبود آنان را رسيدن بدان .
( 2 ) - و چه بسا پاسخى به نامهاى كه فرستادى و عنوان آن نامه براى بينندگان گرد ( لشكر ) بود .
( 3 ) - زمين فراخنا تنگ مىشد بدان جواب ( لشكريان ) پيش از آنكه منتشر شود ( كتيبههاى آن لشكر و شكسته و پخش شود ختام آن . ( متنبى ذكر داستان ميانجى قرار دادن روميان سواران مرزى را .
( 4 ) - نامه ، پيام ( ر ب ) .
( 5 ) - جنبانيده ( ر ب ) لرزان .
( 6 ) - دار الملك روم كه بنام قسطنطين اول ( متولد 274 . جلوس 306 . وفات 337 م ) ناميده شد . استانبول ( معجم البلدان و تعليقات برهان مصحح آقاى دكتر معين ) .
( 7 ) - تيردان چرمين ( ر ب ) .
( 8 ) - ج سهم ، تير .
( 9 ) - گرد آوردن ( ر ب ) .
( 10 ) - حاجى احمد پاشا متوفى به سال 1166 ( قاموس الاعلام . لغتنامه ) .
( 11 ) - آمد . شهريست بر ساحل دجله داراى 41087 تن سكنه ( ذيل المنجد ) .