يا بر سر صلح باش يا بر سر جنگ * يا رومى روم باش يا زنگى زنگ
و بخت فيروز خسروى بر جهانيان فرومىخواند :
اذا زار [ 1 ] سيف الدّولة [ 2 ] الرّوم غازيا * كفاها لمام لو كفاه لمام « 1 »
فتى تتبع الأزمان فى النّاس خطوه * لكلّ زمان فى يديه زمام « 2 »
تنام لديك الرّسل امنا و غبطة * و اجفان ربّ الرّسل ليس تنام « 3 » . . .
اذا خاف ملك من مليك اجرته * و سيفك خافوا و الجوار تسام « 4 » . . .
فلو كان صلحا لم تكن بشفاعة * و لكنّه ذلّ لهم و عرام « 5 »
هامش
[ 1 ] - همهء نسخ ، رام . . .
[ 2 ] - در تمام نسخ چاپى و خطى : النادر .
( 1 ) - اگر زيارت كند ( نبرد كند ) سيف الدولة با روم اندك زيارتى ( جنگى سبك ) كافيست آن را اگر كافى باشد سيف الدولة را آن جنگ اندك
( 2 ) - جوانى كه پيروى مىكند روزگاران گام نهادن او را ، در ميان مردم ، براى هر زمانى در دو دست او زمام است .
( 3 ) - مىخوابند نزد تو رسولان در حال آسودگى و خوشحالى و پلكهاى خداوند رسولان نمىخوابد ( از بيم آنكه پاسخ مطلوب نيابند ) .
( 4 ) - اگر بترسد پادشاهى از پادشاهى پناه مىدهى او ( پادشاه ترسان ) را و از شمشير تو ترسيدند ( روميان ) و جوار ترا مىطلبند ( تا از گزند ايمن باشند ) .
( 5 ) - اگر ( ترك جنگ با روميان بخاطر ) صلح بود به شفاعت نياز نبود ليكن اينكه لشكريان طرسوس را شفيع ساختهاند ذلتى است آنان را و آزارى .