تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
گرديد . آب دهان دريا از بيم چون لب ساحل خشك گشت ، و از رعد انگيزى قوارع « 1 » ، گوش ماهى « 2 » از زبد البحر « 3 » پنبه بصماخ « 4 » خود برآمود « 5 » . عاقبت اعدا را هراس
« وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ »
« 6 » لطمه زن خاطر گشته سفينهء اميدشان چون زورق بىناخدا در موجهء قهر بينا خدا « 7 » شكست ، يعنى چند فروند كشتى باد رفتارشان به آتش [ 1 ] دستى « 8 » توپچيان در روى آب بر خاك نشست « 9 » ، و سكّان آنها بمفاد
« فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ »
« 10 » غريق بحر فنا گشته سفينهء حيات ايشان حباب‌آسا در گرداب فنا سرنگون گرديد ، و به فحواى
« فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ »
« 11 » گرفتار عذاب اليم گشته احدى رخت بساحل نجات نكشيد ، در آن جنگ جنگ « 12 » هستى ، و بارجهء « 13 » وجود و حرّاقهء « 14 » زندگى و ظلظل « 15 » اعمار « 16 » بسيارى از اهل ضلال يعنى
« جُنُودُ
هامش
[ 1 ] - عت ، - دستى . ( 1 ) - ج قارعة ، مقصود توپهاى قلعه‌كوب است ( 2 ) - صدف را مىگويند و آن غلاف مرواريد است ( برهان ) . ( 3 ) - كف دريا . و نيز نام دارويى است كه آن را دار افيون نامند ( از تحفه ) ( 4 ) - سوراخ گوش ( ر ب ) . ( 5 ) - آمودن ، پر كردن ( برهان ) . ( 6 ) - و آمد ايشان را موج از هر سو و پنداشتند كه ايشان فراگرفته شدند بدان ( از آيهء 22 سورهء يونس ) . ( 7 ) - خداى بينا . ( 8 ) - تيز دستى . جلدى ( آنندراج از غياث اللغات ) . ( 9 ) - بر خاك نشستن ، خوار بىاعتبار شدن ( آنندراج ) شكسته شدن . خراب شدن . ( 10 ) - پس فروگرفت آنان را از دريا آنچه فروگرفت آنان را ( از آيهء 81 سورهء طه ) . ( 11 ) - پس كينه كشيديم پس غرق كرديم آنان را در دريا ( از آيهء 132 سورهء اعراف ) . ( 12 ) - كشتى و جهاز بزرگ ( برهان ) . ( 13 ) - كشتى بزرگ جنگى ( ر ب ) . ( 14 ) - نوعى از كشتيهاى مصرى كه بوى نفت‌اندازى كنند بسوى دشمن ( ر ب ) . ( 15 ) - كشتيها . ( اقرب الموارد ) . ( 16 ) - ج عمر .