در بيان نهضت نصر الله ميرزا بجانب خوارزم بامر قهرمان خطهء كن فيكون
« لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ »
« 1 » . چون در ايام توقف اردوى همايون در « داغستان » ، « اوزبكيهء خوارزم » و « ارال » « 2 » ، بنا بر توعير « 3 » و توغير « 4 » « نور عليخان » ولد « ابو الخير » والى « قزاق »
« إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ »
« 5 » ، بافراختن بند « 6 » شقاق ، بند بندگى را منثلم « 7 » و منشق « 8 » ، و تيغ خيال سركشى را از غلاف دل
« وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ »
« 9 » مندلع « 10 » و مندلق « 11 » ساخته بنياد آزرم را قلع و « طاهر خان » « 12 » والى را از راه كمفرصتى به لوم لائمانه « 13 » كه
« إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً »
« 14 » و طعن ناملايمانه كه
« وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ »
« 15 » در قلعهء « خيوه » از سلطنت كشور حيات خلع كرده بودند ، خديو والاجاه از فرقان عزم آيهء
« سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ »
« 16 »
هامش
( 1 ) - تا بچشاند آنان را ( جزاى ) برخى از آنچه كردند باشد كه آنان بازگردند ( از آيهء 40 سورهء روم ) .
( 2 ) - اقوام ساكن كنار درياى آرال در تركستان غربى مشرق بحر خزر .
( 3 ) - بازداشتن كسى را از كار و حاجت وى ( اقرب الموارد ) .
( 4 ) - بر كينه و خشم برانگيختن كسى را ( ر ب )
( 5 ) - آنگاه ايشان ستم مىكنند در زمين ( از آيهء 24 سورهء يونس ) .
( 6 ) - علم بزرگ كه زير آن ده هزار مرد باشد معرب از فارسى است ( ر ب ) .
( 7 ) - رخنهدار ( ر ب ) .
( 8 ) - دريده ( از ر ب ) .
( 9 ) - و گفتند دلهاى ما در غلاف است ( از آيهء 82 سورهء بقره ) .
( 10 ) - بيرون آمده ( از ر ب ) .
( 11 ) - از نيام برآمده ( ر ب ) .
( 12 ) - ر ك ح 12 ص 527
( 13 ) - لوم ، سرزنش . لائمانه ، از لائم + آنه پسوند اتصاف .
( 14 ) - همانا هرآينه ما مىبينم ترا در ميان خود ناتوان ( از آيهء 93 سورهء هود ) .
( 15 ) - و نيستى تو بر ما عزيز ( از آيهء 93 سورهء هود ) .
( 16 ) - زود باشد كه عذاب كنيم آنان را دو بار ( از آيهء 102 سورهء توبه ) .