تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
« قرشى » « 1 » كه در كوهستان پردرخت در قلعهء « 2 » كوه شامخ واقع و طائر كنگره‌نشين و كنگر « 3 » سايه گزين قصرش هم پرواز نسر واقع « 4 » بود .
عجوز ترى فى صحّة الجسم كاعبا * و لو أرّخت كانت من الدّهر أقدما « 5 »
و بكر نحا منها البعول مخافة * فقد تركت من كثرة المهر أيّما « 6 »
متحصّن گشته از بيم تيغ آبدار يلان ، رخت به قلعهء قاف
« سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ »
« 7 » كشيده بود . چون آن حصار بيك راه تنگ انحصار داشت كه از ضيق ممرّ « 8 » و التفاف « 9 » شجر عبور از آن بر پيك انديشه دشوار بود تا بمرد و سوار چه رسد ، يلان فتّاك « 10 » و دليران هتّاك « غشمشم يغشى الشّجر » « 11 » در ميان
هامش
( 1 ) - ر ك ح 21 ص 509 ( 2 ) - سنگ بزرگ از كوه بركنده برون جسته دشواركذار صعب المرام ( ر ب ) . ( 3 ) - بوم ( برهان ) . ( 4 ) - ر ك فرهنگ لغات . ( 5 ) - پير زالى كه ديده مىشود در تندرستى زن نار پستان ، و اگر تاريخ آن نوشته شود از روزگار پيش‌تر است . ( 6 ) - و دوشيزه‌يى كه به يك‌سو شدند از وى شوهران از روى بيم پس واگذاشته شد از بسيارى كابين بىشوى . ( 7 ) - زود باشد كه پناه برم به كوهى كه نگاه دارد مرا از آب ( از آيهء 45 سورهء هود ) . ( 8 ) - گذشتنگاه . ( 9 ) - درهم پيچيدگى . ( 10 ) - ج فاتك ، دلير ( ر ب ) . ( 11 ) - ميدانى در ذيل اين مثل آرد : بدان سيل را قصد كنند ، چه سيل بر درخت رود و آن را بكوبد و بر كند و نيز بدان شتر بهيجان آمده را قصد كنند ، و اين مثل را براى كسى زنند كه بدانچه از ستم كند بىاعتنا باشد ( مجمع الامثال ) .
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 572 | سيد جعفر شهيدى / ميرزا مهدي خان استر آبادى