تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
خنياگر فلك براى رباب « 1 » رباب سيف « 2 » از رباب « 3 » رباب « 4 » مىساخت ، و ارغنون‌ساز سپهر ، گوش خصم را چون تار طنبور تاب مىداد [ 1 ] . در آنات [ 2 ] اين حال « اوسمى » ، « أخدع من ضبّ » « 5 » و « اختل من ذئب » « 6 » و « أروغ من ثعلب » « 7 » و « أولغ من كلب » « 8 » و « أولع من قرد » « 9 » و « اوقل من وعل » « 10 » و
الجّ [ 3 ] لجاجا من الخنفساء * و ازهى إذا ما مشى من غراب « 11 »
كه با كبر نمر « 12 » ذر گوش فيل « 13 » « انوم من فهد » « 14 » خواب خرگوش كرده بود « 15 » ، اين سمع « 16 » را بسمع « 17 » ناميمون جدع اللّه مسامعه « 18 » شنيده « اخير من
هامش
[ 1 ] - يو ، ندارد . [ 2 ] - ط ، اثناى . [ 3 ] - در ثمار القلوب ص 345 اشد . . . ( 1 ) - ج ربة بضم اول و فتح و تشديد دوم ، فراخى عيش ( ر ب ) . ( 2 ) - پرورده‌هاى شمشير . ( 3 ) - ابر سپد ( ر ب ) . ( 4 ) - سازيست كه نواخته شود ( ر ب ) . ساز معروف . ( 5 ) - پنهان‌شونده‌تر از سوسمار . تخدع توارى است ، و سوسمار فراوان خود را در سوراخ پنهان سازد و بدانجا درنگ كند ( مجمع الامثال ) . ( 6 ) - ختل الذئب الصيد ، پنهان شد گرگ براى شكار ( ر ب ) . اختل من . . . فريبنده‌تر از گرگ . ( 7 ) - پويه‌كننده‌تر از روباه ( مجمع الامثال ) . ( 8 ) - زبان در ظرف در آرنده‌تر از سگ . ( 9 ) - حريص‌تر از بوزينه ، چه بوزينه بباز نمودن آنچه مىبيند آزمندترست ( مجمع الامثال ) . ( 10 ) - به كوه بالا رونده‌تر از بز كوهى ( مجمع الامثال ) . ( 11 ) - ستيهنده‌تر ( در ) ستهيدن از خنفسا و نازنده‌تر گاهى كه برود از زاغ ( از ثمار القلوب ص 345 ) . ( 12 ) - پلنگ ( ر ب ) . ( 13 ) - با فحص فراوان مأخذى براى اين تركيب يافت نشد . گمان ندارم جز معنى لغوى مفهوم ديگرى مقصود باشد . ( 14 ) - گران‌خواب‌تر از يوز ( مجمع الامثال ) . ( 15 ) - خواب خرگوشى كردن ، كنايت از غافل بودن ( از برهان ) . ( 16 ) - از آنچه در گوش زند و شنيده شود . ( ر ب ) خبر . ( 17 ) - گوش . ( 18 ) - ببرد خدا گوشهاى او را .