تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
يَتَمَطَّى »
« 1 » و بأشطان « 2 » شيطنت تمسك جسته به مصدوقه « 3 »
« لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ »
« 4 » رقاق « 5 » رقراق « 6 » رقّيّة « 7 » نوشت ، و اوراق [ 1 ] « 8 » رقوق « 9 » مخالفت بمداد جهل مركّب نوشت . ضلّ و عصى « 10 » « و قشر له العصا » « 11 » . هنوز روسياهى سابق را نشسته بود كه در موقف مماذقت « 12 » نشسته رقوش « 13 » و نقشه « 14 » از طبع مبرقش « 15 » برقشه « 16 » كرد ، يعنى باز در [ 2 ] خذلان به رويش بازگشت ، و از بازگشت « 17 » بازگشت « 18 » .
« تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ »
« 19 » ، و با خشخاش « 20 » و خويش « 21 » و خاش « 22 » خويش خشاش « 3 » « 23 » خشم و خشونت و خشك مغزى
هامش
[ 1 ] - ط ، و رفوق اوراق . [ 2 ] - يو ، يعنى مار در خذلان . . . ط ، يعنى بار ديگر در . . . [ 3 ] - ط ، خشخاش . ( 1 ) - و ليكن تكذيب كرد و روى گردانيد سپس رفت بسوى كسان خود ( و در رفتن ) مىخراميد ( آيات 32 - 33 سورهء القيامة ) . ( 2 ) - اشطان ج شطن بفتح اول و دوم ، رسن دراز ( ر ب ) . ( 3 ) - راستى ( ر ب ) . مصداق . ( 4 ) - اگر برگردانيده مىشدند هرآينه بازمىگشتند بدانچه بازداشته شده بودند از آن ( از آيهء 28 سورهء انعام ) . ( 5 ) - ج رقة بفتح اول و فتح و تشديد دوم ، هر زمين بر لب رود كه آب درآيد به روى در وقت مد سپس آن فرورود ( ر ب ) . ( 6 ) - درخش سراب و درخش هر چيزى ( ر ب ) . ( 7 ) - بندگى . ( 8 ) - طى كرد . ( 9 ) - ج رق بفتح اول و تشديد دوم ، پوست تنك از آهو و جز آن كه بر وى نويسند ( ر ب ) . ( 10 ) - گمراه شد و نافرمانى كرد . ( 11 ) - آشكار كرد براى او دشمنى را ( از مجمع الامثال ) . ( 12 ) - دوستى منافقانه ( از ر ب ) . ( 13 ) - ج رقش بفتح اول ، نگاشتن و نگارين كردن چيزىرا ( ر ب ) . ( 14 ) - در تداول ، خيال فكر . ( 15 ) - آميخته . مخلوط ( ر ب ) . ( 16 ) - رنگ برنگ گردانيدن ( ر ب ) . ( 17 ) - توبه كردن . برگشتن . ( 18 ) - منصرف شد . ( 19 ) - اينست اين هنگام بازگشتنى بازيان ( از آيهء 12 سورهء النازعات ) . ( 20 ) - مردم با سلاح و زره ( ر ب ) . ( 21 ) - نزديكان و خويشاوندان . ( 22 ) - كسى كه محبت بافراط داشته باشد ( برهان ) دوست . ( 23 ) - چوب كه در بينى شتر كنند ( ر ب ) .