آثار [ 1 ] ثلوج « 1 » از نزول ثلوج « 2 » .
كانّ صقيع الأرض ما جصّصت به * على الأرض قطن أو دقيق مغربل « 3 »
يكباره از طبايع كناره جست ، و دم سردى هوا لشكريان را به ترانهء
فيا ربّ إنّ البرد أصبح كالحا * و أنت بحالى عالم لا تعلّم « 4 »
فإن كنت يوما مدخلى فى جهنّم * ففى مثل هذا اليوم طابت جهنّم « 5 »
تر زبان ساخت [ 2 ] .
چرخ پوشيده سر خويش بسنجاب سحاب * در پس پرده شده مهر جهانتاب مقيم
اثر از آتش سوزنده چنان شد باطل * كاندران گشت عيان معجزهء ابراهيم
گر برافشانده شدى سوى هوا باده و آب * آمدى باز يكى لعل و يكى در يتيم
و در ايام توقف در « آوار » « 6 » در يومى ممطر « 7 » كه نسيم خنك از تيغ
هامش
[ 1 ] - ط ، و آثار .
[ 2 ] - ط اضافه دارد : بيت .
( 1 ) - آرام گرفتن ( ر ب ) .
( 2 ) - ج ثلج ، برف .
( 3 ) - گويا پشكهاى ( آنچه بر زمين افتد مانند برف ) زمين ، آنچه بدان اندوده شده است ، بر زمين پنبه است يا آرد غربال شده .
( 4 ) - پس اى پروردگار همانا سرما چهرهء خود را ترش كرد و تو به حال من دانايى بىآنكه ترا آموخته باشند .
( 5 ) - پس اگر تو روزى در مىآورى مرا در دوزخى پس درمانند اين روز گواراست دوزخ .
( 6 ) - ر ك ح 19 ص 546
( 7 ) - بارانى .