« چركس » « 1 » متصل [ 1 ] و به صفت
« وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ »
« 2 » اشتمال داشت ، ركاب عنانساى « 3 » ، و عنان آسمانفرساى ، جنبش يافت . مقارن آن ، حريف خريف « 4 » حرّيف « 5 » مزاج ، با اينكه در چارسوى « 6 » فصول اربعه ، عقرب « 7 » ميزان « 8 » را از كف و سنگ تعديل از كفّه نهشته بود « 9 » ، بازار معامله را سرد كرده حمل « 10 » از آسمان باريدن گرفت . زال چرخ « 11 » از ظهور صورت [ 2 ] بهمن « 12 » كمان رستم « 13 » كشيده اظهار صولت بهمنى مىكرد ، و روى زمين پيش از وصول موسم اسفندار « 14 » « اسفنديار » آسا شروع برويينتنى « 15 » . « پلنگر » « 16 » پلنگ پيكر ابر « 17 » پلنگى « 18 » در سپهر
هامش
[ 1 ] - ط ، اتصال كه .
[ 2 ] - يو ، سوءت . ط ، موت .
( 1 ) - چركسستان ، از بلاد قفقاز در قسمت غربى سلسلهء جبال قفقاز و مساحت آن در حدود 70000 كيلومتر مربع است ( از لغتنامه ) .
( 2 ) - و مىتراشيدند از كوهها خانهها حالى كه ايمن بودند ( آيهء 82 سورهء حجر ) .
( 3 ) - ابر ( ر ب ) عنانساى ، صفت ركاب .
( 4 ) - پاييز .
( 5 ) - تند زبان گز ( ر ب ) . سوزناك . گزنده ( از سرما ) .
( 6 ) - چهار سوق . بازار .
( 7 ) - نام برج هفتم از دوازده برج . ماه دوم پاييز مطابق با مهر ماه كنونى .
( 8 ) - ترازو . و نام ماه اول پاييز .
( 9 ) - يعنى هنوز فصل پاييز از نيمه نگذشته بود و نمىبايست هوا سرد شود ( چون متعارف چنانست كه آثار فصل بعدى پس از گذشتن 45 روز از فصل پيشين آشكار شود چنان كه پس از گذشتن يك ماه و نيم از بهار هوا رو به گرمى مىرود و پس از گذشتن يك ماه و نيم از تابستان هوا خنك مىشود .
( 10 ) - ابر بسيار آب ( ر ب ) و نيز نام ماه اول بهار .
( 11 ) - اضافهء تشبيهى .
( 12 ) - نام ماه يازدهم از سال و در آن ايهامى است به بهمن ابن اسفنديار .
( 13 ) - قوس و قزح .
( 14 ) - ماه دوازدهم سال .
( 15 ) - مقصود يخ بستن زمين و نشستن برف است بدان .
( 16 ) - نام پادشاهزادهء زنگيان بود و در ميدان بدست سكندر كشته شد . و بفتح اول هم گفتهاند ( برهان ) .
( 17 ) - اضافهء ، مشبه به ( پلنگر ) بمشبه .
( 18 ) - اضافهء موصوف به صفت ، سياه سپيد .