و ثنا إتحاف « 1 » . از رشك حلقهء زرّين درگاهش حلقهء بدر انور « 2 » در كاهش است ، و از پرتو شمسهء طارم فيض افزايش نور شمس در افزايش . سدّهء « 3 » « 4 » سنيّهاش سدّهء « 5 » سينهء سپهر است ، و آسمانهء « 6 » ايوانش سركوب « 7 » آسمان نيلىچهر .
چرخ بلند را گنبد « 8 » از گنبد رفيعش ميسّر نيست ، و طوق مهر تابان با توغ [ 1 ] « 9 » طلايش همسر نه . سرورى كه به پنجهء خورشيدآسا در از ماه « 10 » « خيبر » « 11 » بر كند ، بل اساس [ 2 ] ماه « 10 » و برج [ 3 ] را از برج ماه « 12 » برتر افكند . من قأب قابا من طعام نواله أدرك لذّات النّعيم « 13 » ، و من جام جاما من شراب عطائه شرب دنّا مزاجه من تسنيم « 14 » .
هامش
[ 1 ] - ط ، طوغ .
[ 2 ] - يو ، اساس . ندارد .
[ 3 ] - ط ، بروج .
( 1 ) - تحفه آوردن .
( 2 ) - قرص ماه .
( 3 ) - در خانه و درگاه ( ر ب ) .
( 4 ) - بلند ( ر ب ) .
( 5 ) - بيمارى است كه ببينى استوار شود و صاحب آن نفس نتواند زد ( ر ب ) آنچه در مجراى اخلاط عضو ماند در پهلو يا سينه يا موضع ديگر .
( 6 ) - سقف خانه ( برهان ) .
( 7 ) - حريف قوى و پرزور . طعنه و سرزنش ( برهان ) .
( 8 ) - جست و خيز كردن ( برهان ) .
( 9 ) - طوغ لفظ تركى است بمعنى نشان فوج و طاء مبدل از تاى فوقانى است ( لغتنامه از غياث . آنندراج ) محتملا ، طوق .
( 10 ) - شهر . مملكت ( ر ب ) .
( 11 ) - ناحيتى است در هشت فرسنگى مدينه به راه شام مشتمل بر هفت قلعه و مزرعهها و نخلهاى بسيار . رسول ( ص ) بدانجا جنگى كرد كه به غزوهء خيبر معروفست و على عليه السلام در آن جنگ مرحب جهود را كشت و قلعه را گشود ( رجوع شود به تواريخ اسلامى حوادث سال هفتم هجرى و رجوع شود به جلد اول جنايات تاريخ نوشتهء مصحح اين كتاب ) .
( 12 ) - آسمان . اول .
( 13 ) - كسى كه خورد قابى از طعام دهش او را ، دريافت لذتهاى نعيم را .
( 14 ) - و كسى كه طلب كرد پيالهاى از عطاى او را آشاميد خمى را كه آميختگى آن از تسنيم است . جملهء آخر مأخوذ است ( از آيهء 27 سورهء مطففين ) .